زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - دوشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٤

کوکب خانم یک عالمه بچه داشت. در بین آن همه دختر و پسر و عروس و داماد ، دیدن نوه های بزرگتر از بچه هایش برایم جالب بود. کوچکترین بچه کوکب خانم ، کبری نام داشت . کبری سیزده ساله و به تازگی نامزد شده بود. بیشتر وقت او پشت دار قالی می گذشت. این بار داشت خالچا می بافت. خالچا که ما به آن کناره می گوئیم به عرض یک متر و طول سه یا چهار متر بافته می شود. آن زمان که فرش و پشتی و بالش و متکا مد بود و هنوز مبل و تجملات برای خودش جا باز نکرده بود ، کناره هم برای خودش خریدار داشت. مردم فرش را داخل اتاق پهن می کردند و کناره یا خالچا را جای خالی آن پهن کرده ، رویش را با پتو و متکا و بالش و پشتی تزئین می کردند. کبری این خالچا را می بافت تا کنار جهیزیه اش به خانه شوهرش ببرد. نامزد او کارگر کارخانه کوره پزی بود ، ماهی یک بار به روستا می آمد. برای کبری ماتیک و جوراب شیشه ای و پیراهن آستین کوتاه می آورد. گاهی کنار دار قالی اش می نشستم و با هم صحبت می کردیم. حرفهای دختری با آن سن و سال برایم تعجب آور بود. بی پروا و بدون خجالت در مورد مسائل نامزدی و زنانه حرف می زد. تعجب می کردم. هر سنی بحث و سخن خاصی را طلب می کند. حرف زدن در مورد چنین مسائلی برای یک دختر سیزده ساله خیلی زود به نظر می رسید.

دوستم می گفت : این طبیعی است. این دختر سیزده ساله نامزد دارد. از آن گذشته موضوع دختر مدرسه ای بیشتر در درس و امتحان و رقابت بین فلانی که کنکور قبول شده و بهمانی که از او جلو زده ، است . وقتی به هم می رسند در مورد سوالاتی که امکان دارد بدر امتحان یاید صحبت می کنند . تلاش می کنند تا برای رسیدن به هدف از تمامی امکانات استفاده کنند. سعی این دختر بچه هم داشتن زندگی زناشوئی موفق است و چه بسا از نوعروسان هم ولایتی و هم سن و سالش کمک بگیرد. او نمی تواند تفاوت زن و دختر را از هم تشخیص بدهد. شاید هم فکر می کند ما بیشتر می دانیم سر صحبت را باز می کند تا چیزی از ما یاد بگیرد. فکر این دختر هم پیش هم سن و سالان خودش است که شاید زودتر از او به خانه شوهر رفته و زندگی مشترک را شروع کرده اند. می بینی با چه علاقه ای خالچایش را می بافد تا به آخر پائیز و شب عروسی آماده و تمامش کند؟
کنارش می نشستم و به دستهایش که مرتب و پشت سر هم نخ ها را گره می زنند و می برند نگاه می کردم. به یقین که این کار اول و دوم او نیست . این انگشتان ماهر باید چند قالی را بافته و تمام کرده باشند. حدسم درست بود. در این خانواده پر جمعیت هر یک از اعضا وظیفه ای بر عهده داشتند. تابستانها دو پسر بزرگتر به شهر رفته و کار می کردند . فرقی نمی کرد. کارخانه کوره پزی باشد یا عملگی. بچه های قد و نیم قد شکم دارند و شکم نان می خواهد و چند تا مرغ و خروس و یک راس گاو شکم این همه جمعیت را سیر نمی کند.
روزی گفت : همه اش کار ، کار و کار و غم نان و شکم . من دوست ندارم این قدر کار کنم . تابستان و اوایل پاییز آماده کردن رشته و بلغور وکشک و کره و پنبرو بادام و گردو ونخود و عدس و سیب زمینی و پیاز، پاییز و زمستان قالی و خالچا . چقدر باید کار کنم ؟ دوست دارم به شهر کوچ کنیم و من هم مثل شهری ها برای خودم خانمی شوم. موهایم را شانه کنم و ماتیک بزنم و آبگوشت را بار کنم و از زندگی لذت ببرم.
گفتم :  هر جا که بروی کار هم با تو است . دخترو پسر شهری به مدرسه می روند و درس می خوانند و سرانجام کار پیدا می کنند و برای سیر کردن شکم کار و تلاش می کنند. تو دیگر چرا خودت و هنرت را دست کم می گیری . تو بافنده ماهر قالی و خالچا هستی . می توانی کم ببافی و خسته نشوی .
گفت :  وقتی نیازمندی ، دستها احتیاج به حرکت سریع دارند و چشمها دقت زیاد می طلبند و تا به خود بجنبی شب شده است و تا می خواهی از جای برخیزی متوجه می شوی که کمر و پاها و گردن به فرمانت نیستند. گوئی که تمام اعضای بدنت ، به قسمتهای مختلف دار قالی تبدیل شده اند . گوئی تو نیستی و همه وجودت دار قالیست. بر جایت خشک شده ای. یک لقمه نان برای این شکم صاحب مرده چقدر گران تمام می شود.
آنگاه با خود اشعاری را زمزمه می کرد که من فقط چند مصراعی را به خاطر دارم. شاید روزی اشعار کبری را کامل کنم.
خالچا سنی قورتارینجا
شیرین جانیمدان دویموشام
اللریم سهلی دی کی من
بیر جوت گؤزومی قویموشام

*
قالیچه تا تمام کردنت
از جان شیرینم سیر شده ام
دستهایم به جای خود
یک جفت چشمهایم را هم در راهت گذاشته ام

نویسنده: شهربانو - یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٤

خواهران مگدالن  
خواهران مگدالن... ( خواهران بی رحم )خواهران مگدالن ، نام فیلمی است به کارگردانی پیتر مولان که در سال 2002  منتشر شد.  این فیلم وقایع سال 1960 در ایرلند و زندگی سه زن جوان را شرح می دهد که از خانه رانده و به این صومعه فرستاده شده اند. در نظر والدینشان آنها گناهکارند و باید رستگار شوند. این خانه در واقع برده سرائی است که به سود صاحب خانه می چرخد.
دخترها در این خانه به سختی کار می کنند . شستن و خشک کردن رخت و لباس و تنبیه با ترکه و کوتاه کردن گیسو. آنها اجازه حرف زدن و تفریح و سرگرمی ندارند . فقط کار و دگر هیچ . میز غذای مفصل خواهران و غذای بخور و نمیر زنان گناهکار.
ادامه مطلب در سایت قایاقیزی
http://gayagizi.com/ 

 

نویسنده: شهربانو - سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٤

پاییز از راه رسید و گل های پاییزی به بازار آمدند.

سایت قایاقیزی 

http://gayagizi.com/blog/
نویسنده: شهربانو - دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٤

گول ساباح

سایت قایاقیزی :
http://gayagizi.com/

نویسنده: شهربانو - چهارشنبه ۱ مهر ۱۳٩٤

اولین روز درس بود
در سایت قایاقیزی
http://gayagizi.com/blog/

نویسنده: شهربانو - جمعه ٦ شهریور ۱۳٩٤
به نقل از دویچه وله - فارسی 
http://www.dw.com/ 

لوکوربوزیه : از مهم‌ترین پیشگامان معماری مدرن محسوب می‌شود؛ چهره‌ای که برخی معتقدند، نقشی استثنایی در تکامل معماری و شهرسازی قرن بیستم داشته است. او نه تنها آثار و بناهای زیادی از خود به جای گذاشت، بلکه نسل‌های بعدی در عرصه معماری را تحت تأثیر قرار داد و الهام‌بخش آنان بود. روز ۲۷ اوت ۲۰۱۵ نیم قرن از درگذشت لوکوربوزیه می‌گذرد.
لوکوربوزیه محل زندگی خود را در سال ۱۹۱۷ میلادی به پاریس منتقل کرد. او تا هنگام مرگ، در سال ۱۹۶۵ میلادی، علی‌رغم سرپرستی و انجام پروژه‌های بیشمار در کشورهای مختلف، در این شهر ماند.
لوکوربوزیه مکتبی را در عرصه معماری پایه‌گذاری کرد که الگوی آن عملکرد ماشین است. نتیجه آن بدنه ساده‌ای است که در آن از فرم‌های اصلی هندسی مانند مستطیل، مربع و دایره استفاده شده است. او خواستار تغییرات اساسی در معماری معاصر بود و این تغییرات را نتیجه منطقی پیشرفت سریع تکنیک و دگرگونی زندگی روزمره می‌دانست. یکی از نقش‌هایی که لوکوربوزیه برای یک فرش زینتی طراحی کرد.
لوکوربوزیه نخستین بناهای خود را در سوئیس ساخت و ایده‌ خود برای خانه‌سازی با قطعات ماشینی تولید شده از بتون و فولاد را در پاریس به ثبت رسانده بود. در سال ۱۹۲۸ میلادی پروژه‌ای را در مسکو در دست گرفت و تصورات خود از ساختمان‌های اداری را متحقق ساخت.
سفرهای متعدد او به کشورهای مختلف، از جمله ۱۹۱۱ میلادی به یونان، ترکیه و ایتالیا و در دهه ۳۰ به آمریکای لاتین، تاثیر عمیقی در پیدایش زبان هنری او داشت. لوکوربوزیه علاقه بسیاری به جمع‌آوری داشت و از سفرهای خود مجسمه‌های کوچک، تنگ‌های مختلف، حتی صدف و ریشه درخت به همراه می‌آورد. این اشیا برای او منبع الهام بوده و او از آن‌ها به عنوان نمونه و الگو استفاده می‌کرد.
لوکوربوزیه در طراحی فضای داخلی همواره ارتباط آن با فضای خارج را در نظر گرفته و سعی در خنثی کردن تضاد بین این دو فضا داشته است. او در طرح فضای داخلی همواره ارتباط با فرهنگ‌های مختلف و دوران‌های تاریخی متفاوت را رعایت می‌کرده است. عبادتگاه رونشام در فرانسه که در سال ۱۹۵۴ تکمیل شد، از بناهای مذهبی مهم قرن بیستم محسوب می‌شود که با رویکردهای معماری مدرن ساخته شده‌اند.
ویلای ساوا یکی از دیگر نمونه‌های برجسته معماری مدرن محسوب می‌شود که لوکوربوزیه طراح و سازنده‌ی آن بوده است. این ویلا در بین سال‌های ۱۹۲۸ و ۱۹۳۱ میلادی ساخته شد. طرح و چیدمان اصلی این ساختمان و همچنین ترکیب فرم‌ها و فضاها در این ویلا بسیار ساده است.
لوکوربوزیه علیرغم و نقش و دستاوردهایش در زمینه معماری چهره‌ای بحث‌برانگیز بوده است، به ویژه به خاطر گرایش‌های فاشیستی و روابطش با رژیم ویشی در فرانسه که دست‌نشانده‌ی رژیم نازی‌ها بود و در سال‌های ۱۹۴۰ تا ۴۴ میلادی قدرت را در دست داشت.
"شهر آینده" تصویر خیالی شهر پاریس را نشان داده و نشانگر فلسفه شهرسازی لوکوربوزیه است. "شهر آینده" طرحی بود، با ده‌ها آسمان‌خراش در مرکز پاریس که لوکوربوزیه در سال ۱۹۲۵ آن را برای مدرنیزه کردن پاریس ارائه کرد.
لوکوربوزیه مجتمع‌های مسکونی را "ماشین‌های مسکونی" می‌پنداشت که عملکرد آنها اهمیت اساسی دارد. شاید به همین جهت منتقدان فلسفه هنری لوکوربوزیه او را سمبل زندگی ضد بشری در دنیای مدرن می‌دانند. مجمتع مسکونی لوکوربوزیه در برلین (Unite d’Habitation) که در سال ۱۹۵۷/۱۹۵۸میلادی ساخته شده‌اند، از جمله آثار معروف لوکروبوزیه در این زمینه‌اند. این مجموعه مسکونی یک ‌شکل دارای ۳۵۰ آپارتمان است.
لوکوربوزیه در سال ۱۹۴۷ به عضویت کمیسیونی از آرشیتکت‌های معروف درآمد که طراحی و احداث ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک را برعهده داشت. او نقش مهمی در طراحی و ساخت این بنای بین‌المللی ایفا کرد.
رد پای لوکوربوزیه را می‌توان در نقاط مختلف جهان دید. او در شمال هند، بین سال‌های ۱۹۶۴ و ۱۹۵۲ میلادی با طرح‌ریزی منطقه حکومتی و اداری تا حدی موفق به پیاده کردن نظرات خود در ارتباط با شهرسازی مدرن شد.
شاید بتوان گفت لوکوربوزیه معماری قرن بیستم را به تنهائی تغییر داده و با دگرگونی فرم و زبان هنری و استفاده از مصالحی مانند بتون و فولاد آن را از محدودیت های فرمی و اجرایی قرن‌های پیشین نجات بخشید. نمایی از صومعه سنت‌ ماری در فرانسه که طراحی و ساخت آن توسط لوکوربوزیه به سال ۱۹۶۰ میلادی برمی‌گردد.
لوکوربوزیه الهام‌بخش نسل‌های بعدی بود و در زمینه تدریس معماری و طراحی نیز فعالیت داشت.  
ارتباط متقابل بین فضای خصوصی و فضای عمومی از ویژگی‌های معماری لوکوربوزیه است. معماری داخلی، طراحی مبلمان، رنگ آمیزی و نورپردازی مسائلی هستند که لوکوربوزیه از ابتدای کار خود به آنها پرداخته است. او طراح شماری مبلمان بوده که هنوز هم طرفداران بسیاری دارد، از جمله راحتی LC4.
مبلمان‌های چرمی و فلزی مکعب شکل که به LC2 و LC3 معروفند نیز از طرح‌های برجسته و پرطرفدار لوکوربوزیه محسوب می‌شوند.
دورنگری و خیال‌پردازی یکی از ویژگی‌های لوکوربوزیه و معماری او است. او همواره در تلاش بود که با نوآوری و ارائه فرم‌های و طرح‌های تازه هنر معماری را دگرگون کند.
لوکوربوزیه در روز ۲۷ اوت ۱۹۶۵ در خانه‌ تفریحی‌اش در نزدیکی موناکو درگذشت. به مناسبت پنجاهمین سالگرد درگذشت لوکوربوزیه کتاب‌های مختلفی در باره زندگی و آثار او منتشر شده که در آنها به جنبه‌های گوناگون زندگی، اندیشه، فعالیت‌ها، کارها و گرایش‌های او از جمله تمایلات فاشیستی پرداخته شده است. لوکوربوزیه در طول عمر خود ۸۰ بنا به جای گذاشت و طرح‌های جذابی برای ساخت ۲۰۰ بنای دیگر ارائه کرد.

 
نویسنده: شهربانو - جمعه ٦ شهریور ۱۳٩٤

مطالب قدیمی تر »
شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :