زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - یکشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٦

نمی خواهم بمیرم با که باید گفت ؟

 

http://gayagizi.blogspot.com/

نویسنده: شهربانو - شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٦

 

یکی بود یکی نبود ، زیر گنبد کبود ، غیر از خدا هیچکس نبود . در این قرن بیست و یکم یک قصه عجیبی بود .

در این غربتستان یک گل پسر ایرانی و یک گل دختر ژاپنی دوست بودند . آنها دانشجو و همکلاس بودند . به هم علاقه داشتند . با هم همراز و همدل بودند . 

متن کامل 

نویسنده: شهربانو - سه‌شنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٦

 

اولین حکایت کتاب سیاه مشق های یک معلم « حکایت صنم و صادق » است . صنمی که آرام و بی صدا به گناه بی گناهی سوخت .  وقتی حکایت را با صدای سما از رادیو قاصدک شنیدم بی اختیار اشک ریختم . در سوگ زنی گریستم که بی صدا می گریست . گوئی می ترسید بگویند یئرینه ایشه ماغین بس دئییل بیرده بیر شیرین چای ایستیرسن ؟ ( شب ادراریت بس نیست چای شیرین هم می خواهی ؟ ) . برای گوش کردن حکایت اینجا کلیک کنید .

نویسنده: شهربانو - یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٦

بازی آرزو به روایت سما ، ماکوئی زیبا و خوش صدای رادیو قاصدک

شهربانوهمشهری ماکوئی من

اومدم که با هم آرزو بازی کنیم .

همیشه فکر می کردم آرزوهام خیلی بزرگن، اما فکر که می کنم می بینم ، کوچکتر از آنی هستند که تصورش رو می کنم 

متن کامل در :

http://gayagizi.blogspot.com/

نویسنده: شهربانو - دوشنبه ٧ خرداد ۱۳۸٦

توسط مینوی عزیز به این بازی دعوت شده ام و این موضوع از دیشب فکرم را به خود مشغول کرده است . قبل از دعوت هم در وبلاکها این موضوع را دیده بودم و فکر می کردم اهالی وبلاک شهر انشای سختی برای نوشتن انتخاب کرده اند . اما خوب زیاد هم سخت نیست و می توان نوشت . 

متن کامل 

این روزها

شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :