زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - یکشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٦

در گذشته ای کمی نزدیک همراه پسرم به اداره کار رفتیم . هر دو فکر می کردیم که من خیلی دست و پا چلفتی هستم و حرف زدن بلد نیستم و نمی توانم گلیم خود را از آب بیرون بکشم وهمیشه باید آقابالاسری داشته باشم . به اتاق مسئول که رسیدیم ، پسرم به خانم توضیح داد که برای کمک به من آمده است . خانم صندلی را در گوشه ای از اتاق گذاشت و از پسرم خواست روی ان صندلی بنشیند و 

متن کامل

نویسنده: شهربانو - چهارشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٦

 

حدود ده ماهی بود که از مهربان بی خبر بودم . دیگر نه زنگی به من می زد و نه در مسیرمان همدیگر را می دیدیم . تا اینکه دیروز تلفن به صدا درآمد و تا گوشی را برداشتم صدای بغض آلود مهربان حالم را گرفت . پس از سلام و احوالپرسی گفت که حالش خیلی بد است و دارد دیوانه می شود و آدرس منزلم را خواست تا پیشم بیاید . ادرس را دادم و ساعتی نگذشته آمد . چشمان سرخش نشان از گریه اش می داد .  

متن کامل  

نویسنده: شهربانو - جمعه ۱٥ تیر ۱۳۸٦

سالها در حسرت جوانی زیستم . در حسرت روزهائی که فکر می کردم اگر به عقب برگردند می توانم از اول شروع کنم . فکر می کردم اگر زندگی دنده عقب داشت تا مرز بیست سالگی عقب می رفتم . جوانی را سر می گرفتم . هرگز عاشق نمی شدم . به خانه ای که بختش می نامند قدم نمی گذاشتم . 

متن کامل 

نویسنده: شهربانو - یکشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٦

عجب لذتی دارد ! تنهائی با قطار سفر کردن ، بین راه  یک فنجان قهوه داغ نوش جان کردن .

عجب عالمی دارد ! ( بدون دیکته شدن قبل از سخن ) سخن گفتن هر چند غلط و نسنجیده .

عجب مزه ای دارد ! به سایتهای چنچنه و شیندخت سر زدن و از روی دستور پخت آنها غذا پختن و بدون نگرانی مزه غذا را چشیدن و از طعم لذیذش لذت بردن .

عجب عالمی دارد ! ساعتی سرمست از می ناب موفقیتی هرچند کوچک ، در عالم خوشی هذیان نوشتن .

ای خدا جون ، زندگی با همه مشکلاتش چقدر زیباست .

دوستان عزیز می ناب لحظات خوش زندگی ( هرچند کوتاه ) گوارایتان .
نویسنده: شهربانو - شنبه ٢ تیر ۱۳۸٦

در کوچه پس کوچه های دراز و عریض یک شهر قدیمی ، در یک خانه بزرگ ، آبجی بزرگ و آبجی کوچک زندگی می کردند . آبجی بزرگ عزیزدردانه و گستاخ و بی پروا بود . ساندیخاناسیندا سؤز دورمازدی ( توی دلش حرف نمی ماند ) او گاهی مهربان بود ، 

متن کامل 

.................................

مادر شوهر و عروس

 

http://gayagizi.blogspot.com/

شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :