زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - جمعه ٢٧ دی ۱۳٩٢
عزیزیم یارا سیزلار 
عزیز م زخمم  می سوزد
اوخ ده یمیش یارا سیزلار 
تیر خورده و زخمم می سوزد
یارالینین دردیندن 
از سوزش دل زخم خورده
نه بیلسین یاراسیزلار؟
زخم نخورده ، چه می داند؟
*
منبع : بایاتی از ترانه ای در یوتیوب که ابراهیم تاتلی سس می خواند.
Əzizim  yarasızlar
Ox dəymiş yarasızlar
Yaralının dərdindən  
Nə bilsin yarasizlar؟
*
نویسنده: شهربانو - پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٢

این روزها خیلی خوش بینم ، خوش بین تر از خوش بین. ته دلم یکی نجوا می کند که کارهای دنیا به خوبی و خوشی پیش خواهد رفت. می گوید که همه مشکلات دنیا حل خواهد شد. می گوید زندگی زیباست. از همه ی لحظات باقی مانده عمر باید به اندازه کافی لذت برد. می توان با یک استکان چای داغ با یک لقمه نان و پنیری که عزیزانت برایت آماده کرده اند زندگی را زیبا دید. می توان با هدیه ای کوچک از دلی بزرگ سرمست شد. می توان تلخی ها را با شربت دوستیها و مهربانیها نوش جان کرد. حافظ خراباتی نیز با او هم صدا می شود وبه روح و جان آدمی جلا می دهد :

در خرابات مغان نور خدا می بینم 

ای عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

کیست دردی کش این میکده یارب که در او

قبله حاجت و محراب دعا می بینم

جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو

خانه می بینی و من خانه خدا می بینم

خواهم از لطف بتان خانه گشائی کردن

فکر دور است همانا که خطا می بینم

سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب

این همه از نظر لطف خدا می بینم

هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال

با که گویم که در این پرده چه ها می بینم

کس ندیده ست ز مشک ختن و نافه چین

آن چه من هر سحر از باد صبا می بینم

منصب عاشقی و رندی و شاهد بازی

همه از تربیت لطف شما می بینم

نیست در دایره یک نقطه خلاف از کم و بیش

که من این مسئله بی چون و چرا می بینم

دوستان عیب نظربازی حافظ نکنید              

که من او را ز محبان خدا می بینم

 

نویسنده: شهربانو - پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٢

قوجالمیشام، جوانلیغا آغلارام
پیر شدم و بر جوانی می گریم
کئچیب گئدن نادانلیغا آغــلارام
بر نادانی های گذشته می گریم
گئدنمیرم عزیزلره باش چکــــم
نمی توانم سری به عزیزانم بزنم
قدیم اولان قوناقلیغـــــا آغلارام
به یاد مهمانیهای قدیم می گریم
چراغینان گونوز گزدیم، تاپمادیم
در روز روشن چراغ به دست گشتم
تاپیلمایان اینسانلیغا آغـــــلارام
بر انسانیتی که پیدایش نکردم می گریم
چوبانلیغی هئچ شاهلیغا وئرمه رم
جوانی را با هیچ مقام بالایی عوض نمی کنم
دوستدان دوشن اوزاقلیغا آغــــلارام...
از جداشدن با رفیقان خوب ، می گریم
*
شاعر : شادی شبستری

*

پی نوشت : وبلاک آموزش دستور زبان فارسی و ترکی آذربایجانی . این وبلاک را می توانید مطالعه کنید.
http://gayagizi3.blogfa.com/

*

نویسنده: شهربانو - یکشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٢

شبهای سرد زمستان ، درون اتاق گرم نشسته و تلویزیون را روشن می کنی و همراه با نوشیدن یک لیوان چایی داغ وطنی سرگرم تماشای تلویزیون می شوی و خواهی نخواهی دستانت نخ و میل قلاب بافی می طلبد و شروع به بافتنی می کنی. زمستان که تمام شد می بینی یک عالمه بافتنی داری هم از سال گذشته و هم از سال نو. در هر تار و پود این دست رنج ات خاطرات خوشی نهفته است. دوستی می بیند و تعریف کرده و روز بعد برایت کاموا می آورد که برایش ببافی . دوستی دیگر با زبان حال از تو می خواهد که برای تولدش از بازار چیزی نخری و همین شال خیلی زیباست.  چقدر لذت می بری از نتیجه کارت.
این شال یکی از کارهای گذشته است . بافتش آسان است و کار زود تمام می شود.

چرا عکس ها آپلود نمی شود؟

نویسنده: شهربانو - چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٢

سال نوی میلادی بر همه مبارک. در این سال برای جهان صلح و آرامش و مهر و دوستی آرزو می کنم.

چرا عکس ها آپلود نمی شوند؟

نویسنده: شهربانو - جمعه ٦ دی ۱۳٩٢
به نقل از دویچه وله فارسی / فرهنگ و هنر   

ورشرنک، رقص محلی سبزوار : گفته می‌شود که ورشرنگ رقصی است که در زمان حمله مغول‌ها ، که هرگونه تحرک نظامی ایرانیان ممنوع بودند مورد توجه قرار گرفت. سبزواری‌ها در پوشش این رقص در واقع مهارت‌های نظامی را تمرین می‌کردند. رقص ورشرنگ فلسفه‌ دیگری نیز دارد و از آن به عنوان آیین شکرگذاری پس از برداشت محصول کشاورزان یاد می‌شود.

رقص هتن یا هتم : هتن به معنی کرانه‌های کوه یا شیربیشه و نوعی سماع عارفانه است که در آن افراد دایره‌ای درست می‌کنند و در حال گردش پاهای خود را به زمین می‌کوبند. بعد به تدریج به رقص خود سرعت می‌دهند و در حال چرخیدن دست‌های خود را به هم می‌کوبند و دایره را کوچک‌تر می‌کنند.

چوب بازی:  این رقص شاید نمونه‌ای از شمشیربازی‌های ایران باستان باشد که در آن دونفر به صورت دایره‌ای می‌چرخند. آنها دو چوب در دست دارند و نفر اول چوب‌های خود را به چوب‌های نفر دوم می‌زند و هر که چوبش شکسته شود، از دایره بیرون می‌رود. این رقص در خراسان و سیستان و بلوچستان به شکلی تقریبا مشابه اجرا می‌شود.

کرمانجی، رقص کردهای خراسان : کرمانجی چون رقص‌های شرق و مرکز خراسان در دایره و دور انجام می‌گیرد و بصورت زنجیره‌ای و سلسله‌ای است. نخست با ریتمی آرام و سنگین آغاز و به مرور تند و تندتر می‌شود. ادوار رقص بعد از آرام شدن و تند شدن دوباره از سر گرفته می‌شود و همواره پس از همهمه و حرکت‌های تند، ریتم آهسته می‌شود.

رقص چاپی : از انواع رقص زنانه سیستانی می‌توان به رقص چاپی اشاره کرد که صورت ویژه آن کوبیدن متناوب پا بر زمین به دنبال ضرب‌های مشخص ساز دایره می‌باشد.

رقص شمشیر : در میان رقص‌های مردانه سیستان و بلوچستان می‌توان به رقص شمشیر و یا صورت ساده‌تر آن یعنی رقص چوب اشاره کرد که به همراه دهل و ساز اجرا می‌شوند.

رقص کردی : رقص کردی بخشی از آیین‌های نمایشی کردها است که بصورت گروهی و به شکل حلقه‌ای ناکامل مرکب از رقصندگان زن و مرد در حالی اجرا می‌شود که پنجه دست‌هایشان به هم گره خورده است و از چپ به راست در حرکت هستند.  رقص دو دستماله، لب‌لان، چپی، پشت‌پا، گریان (گهریان به معنی گشتن)، زنگی یا زندی، سه‌جار، خان‌امیری، فتاح پاشایی و سه‌پایی از جمله انواع رقص‌های کردی هستند که در ریتم و نحوه اجرا کمی با هم تفاوت دارند.

دستمال بازی، رقص بختیاری‌ها : زنان مردان با لباس‌های محلی در یک دایره بزرگ این رقص را اجرا می‌کنند. رقصنده‌ها معمولا دستمال‌های رنگی در دست دارد و همراه با حرکت پاها و نوای نی و نقاره دستان خود را بالا و پایین می‌برند.

همراهی تشمال با رقص : رقص لرها و بختیاری‌ها با موسقی سنتی آنها که تشمال گفته می‌شود همراه است. تشمال از کرنا (سرنا) و دهل (طبل) تشکیل شده است. نوع کوچک این ساز که به آن ساز چپ می‌گویند را در مراسم عزاداری می‌نوازند.

رقص محلی در شمال ایران : ساکنان استان‌های شمالی ایران نیز رقص‌های محلی مختلفی را اجرا می‌کنند. رقص قاسم‌آبادی و رقص برنج از جمله آن‌ها هستند.

یزله : یَزله یا هوسه یکی از گونه‌های رایج موسیقی محلی جنوب ایران است. یزله به وسیله گروهی از خوانندگان غیرحرفه‌ای اجرا می‌شود و با دست زدن و پا کوبیدن همراه است .  یزله به جز در خوزستان در استان‌های جنوب ایران نیز رواج دارد گرچه شکل اجرای آنها اندکی متفاوت است. یزله در اعیاد و مراسم‌های اجتماعی اجرا می‌شود. گاهی نیز شکل اعتراضی به خود می‌گیرد

رقص بندری : نوعی دیگر از رقص که در جنوب ایران رواج دارد، رقص بندری است. این رقص با حرکات سریع سینه و دست‌ها همراه است و ریتمی تند دارد که گاهی با دست زدن‌های ریتمیک نیز همراه می‌شود. در شهرهای مختلف جنوب ایران نحوه اجرای آن اندکی متفاوت است.

رقص بابا کرم : در میان رقص های فولکلور ایرانی، رقص "باباکرم" بازمانده از دهه ۲۰ شمسی و از رقص‌های به اصطلاح کوچه بازاری و تخته حوضی است. در بابا کرم از حرکت شانه و کمر استفاده می‌شود و رقاص لباس سیاه و سفید جاهلی بر تن می‌کند و معمولاً لنگی را بر گردن آویزان کرده و از آن در طول اجرای رقص استفاده می‌کند.

رقص سماع : سماع به نوعی از رقص صوفیه شامل چرخش بدن همراه با حالت خلسه برای اهداف معنوی گفته می‌شود. در سماع مولانا دستی که به سوی آسمان است، نماد دریافت فیض مبدأ هستی، و دستی که به سوی زمین است نماد بخشش به کل موجودات است و انسان در این میان به عنوان واسطه مطرح است. لباس نیز در سماع حائز اهمیت است؛ لباسی سفید با دامن بلند که نمادی از روح یا جهان روحانی است که فرشتگان را به ذهن می‌آورد.  

رقص دراویش: فرقه‌های مختلف دراویش مراسم خود را به اشکال مختلف برگزار می‌کنند. در برخی اجراها‌، مراسم نیایش به صورت رقص انجام می‌گیرد. به عنوان نمونه دراویش ‌قادری ‌در ذکر "هره" به‌طور ایستاه ‌حلقه‌ای‌تشکیل‌می‌دهند و خلیفه ‌در وسط‌ ایستاده‌ و رهبری‌ذکر را به‌عهده‌می‌گیرد. این‌ذکر با آهنگ ‌طبل‌، دف ‌و شمشال ‌همراه‌است‌.

رقص آذربایجانی : رقص‌های آذربایجانی از سری رقص‌های فولکلوریک هستند که از نسلی به نسل بعدی منتقل و در این پروسه توسعه و شکل گرفته‌اند. در حال حاضر از این رقص‌ها در مجالس عروسی در ایران و جمهوری آذربایجان استفاده می‌شود. ده‌ها نوع رقص آذری وجود دارد که از ان جمله می‌توان به جنگی، انزلی، آسما کسمه، ساری گلین، مارال، آغ چیچک، دیلیجان، عاشق‌آبادی، ناز ایلمه، چوپان رقصی و آغ چیچک اشاره کرد‌.
رقص ترکمن‌ها : ترکمن‌ها آیین‌های سنتی رازآلودی دارند؛ از ذکر خنجر که همراه با حرکات موزون و آواهای عجیب است تا پرخوانی یا پری‌خوانی‌هایشان که ریشه در هزاران سال پیش دارد. می‌گویند ریشه‌های این آیین به دوران پیش از میلاد و زندگی شمن‌ها بازمی‌گردد. شمن‌ها به نقاطی می‌رفتند که پای هیچ انسانی به آن نمی‌رسید و ساعت‌ها در کنار آتش می‌چرخیدند و با خواندن ذکرهایی به عالم ماوراء وصل می‌شدند.
*
سایت دویچه وله 
*
شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :