زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٢

خاک هم بر سر کنی  پای تل بلند

دشمن دانا بلندت می کند – بر زمینت می زند نادان دوست

شتر ، خوابیده اش هم از الاغ بلندتر است.  

خرها را نعل می کردند ، شتر هم پایش را بلند کرد.

شترهای شاه را نعل می کردند ، ککه هم پایش را بلند کرد.

کوه هر چند بلند است ، راه بالای سر دارد.

دیوار حاشا بلند است.  

یک سر و گردن از دیگران بلند بودن.

هر که با دیگ نشست سیاه بلند می شود.

دود از کنده بلند می شود.

سحری بلند شدم خضر ببینم ، گیر خرس افتادم.

صدایش صبح بلند می شود.

صدایش از جای گرم بلند می شود.

هر چه شب گردتر خوابیدن ، صبح درازتر بلند شدن.

فواره چون بلند شود سرنگون شود.

گه را هر چه بیشتر هم بزنند بوی گندش بلندتر شود.  

بلندی قداره فایده ندارد ، یک قدم جلو.

هر پستی یک بلندی دارد.

 

نویسنده: شهربانو - چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢

مهربان مادرم ، مهربان ترین مادرم ، عزیز مادرم ، عزیزترین مادرم ، می گویند که امروز روز توست. اما غافلند که هر روز روز توست. هر لحظه و هر دقیقه و هر ساعت روز توست.
هر لحظه و هر ثانیه و هر دقیقه بهانه ایست که گرامی بدارمت.
مهربان مادرم روزت مبارک. هر ثانیه و دقیقه و ساعت و شبانه روزت مبارک زیرا که برای گرامی داشتن تو  سالی یک روز قطره ای در مقابل اقیانوس است.
مهربانم ، مهربان ترین مهربانم ، دوستت دارم.

نویسنده: شهربانو - چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢

روز کارگر بر کارگران عزیز مبارک
*
ترلان

*
ملوک باجی
*

نویسنده: شهربانو - جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٢

در سوگ پدر و برادر و عزیزان دوست داشتنی.

مرگتان را باور نمی کنم. هنوز هم فکر می کنم ، وقتی وارد خانه تان شدم صدای خنده و شوخی و موسیقی دلنوازتان را خواهم شنید. موسیقی که بودنتان را بشارت می دهد.

برای دستان معصوم و سفید پنبه رنگت.

برای دل معصوم و پاک و بهشتی ات.

برای اشکهای مادرت و موهای سفید شده ی پدرت.

و برای موسیقی دلنوازت که آخرین بار به صدا درآمد.

آرزوی آرامش ابدی برایت بسی بیهوده است ، زیرا که آرام و ابدی خوابیدی.

*

آی دوغوب باتابیلر

گون دوغوب باتابیلر

عزیز اوغلو اؤلنلر

گؤز یوموب یاتابیلر؟

*

یاییلدی گون داغلارا

شئح دوشدو یارپاقلارا

حئییف سنین بو جانین

قاریشدی تورپاقلارا

*

عزیزیم اتاغیندا

بلبلم بوداغیندا

قارداشین سون چاغیدی 

جان وئریر اتاغیندا

*

عزیزیم یانا – یانا

اود دوشوب شیرین جانا

عزیزلر گئتدی غم دن

اولدوم دلی – دیوانا

*

 

 

نویسنده: شهربانو - پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٢

ماه آپریل را دوست ندارم. گوئی هر روزش سیزده است و باید خبری بشنوی از جنس مرگ . یکی پس از دیگری. یک سال برادر ، سالی دیگر پدر ، سالی دیگر عزیزی دیگر . دست ندارم این آپریل بد خبر را .

شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :