زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢

آن قدیمها که بچه مدرسه ای بودیم ، بهار که می رسید ، اورقیه آنایمان قوطی مخصوص تخم گل هایش را از یخدانش بیرون می آورد و تخم گل ها را با سلیقه و حوصله دورتادور باغچه حیاطمان با نظم و ترتیب می کاشت. تخم سیاه تپلی و کوزه مانند لاله عباسی و تخم سوزنی شکل نیم سانتی شویودو برای اورقیه آنایمان معرفتی از معرفتهای بی کران پروردگار بود. دیری نمی گذشت و جوانه ها به گل می نشستند و دور به من و دوست جان می رسید. گل های لاله عباسی را می چیدیم و لب ها و گونه هایمان را با آنها بزک می کردیم. چادرهای گلی گلی مان را هم به تقلید از فیلم های هندی ، دور کمر و سر می پیچیدیم . این گل را هم که ما به آنها « شویودو » می گفتیم چیده و گلبرگهایش را آهسته روی ناخن هایمان قرار می دادیم و صبر می کردیم که یک کمی خودشان را بگیرند. آن گاه برای خودمان خانمهای شیک و خوشگل می شدیم و خاله بازی هایمان جان می گرفت. البته دستهایمان بسیار آهسته تکان می دادیم تا گلبرگها نریزد. چند دقیقه ای خانم خوشگل شدن هم برای خودش عالمی داشت. یادش به خیر.

اکنون دیگر عطیه خانم ما شویودو را دوست ندارد و می گوید گل قدیمی است و مخصوص گورستان است. اما در گورستانها  گل های مختلف کاشته می شود و هیچکدام را نمی توان  مخصوص گورستان دانست. بخصوص شویودوی ما را که برگ برگش خاطره ای است از دوست جان و خاله بازی و دستهای گرم مادربزرگ. اما غافل از چشم عطیه خانم که این گل ها در گوشه ای از باغچه به حال و هوای خودشان روئیده اند و منتظرم تخمهای سوزنی شکل نیم سانتی شان آماده شود و برای بهار آینده نگاهشان بدارم.

*

نویسنده: شهربانو - یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢
میمون است دیگر!! ، باید تنها پشت میله ها بنشیند ، تخته پاره هائی و مکانی برای بازی میمونانه اش دارد . نعمت هم فراوان است . آنجا می نشیند و زل می زند به اشرف مخلوقات که به تماشایش می آیند. خیلی وقتها هم قهر می کند و پشت به بنی آدم می نشیند.
میمون است دیگر!! طفلک
نویسنده: شهربانو - چهارشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٢

شیر هم شیر بود گرچه به زنجیر بود 
مظلوم و آرام نشسته ای و ملتمسانه می نگری. 
گویی با زبان حال می گویی :« دلم برای خانه ام تنگ شده ،  مرا به خانه ام ببرید.» اما کسی صدایت را نمی شنود و یا می شنود و خود را به ناشنوایی می زند. آخر قاتق نانش هستی.  
هر ازگاهی نعره ای می کشی ، نعره ای بی اثر ، کسی از صدایت نمی ترسد. بقیه حیوانها با شنیدن صدایت دست و پایشان را گم نمی کنند. ناسلامتی سلطان جنگلی ! طفلکی !

نویسنده: شهربانو - شنبه ٦ مهر ۱۳٩٢

صدراعظم‌های آلمان؛ از آدناوئر تا مرکل - به روایت دویچه وله

کنراد آدناوئر (Konrad Adenauer)

او رهبر حزب دمکرات مسیحی، اولین صدراعظم آلمان (غربی) پس از جنگ جهانی دوم بود. آلمان غربی که در پی جنگ تحت اشغال نیروهای متفقین بود در دوره زمامداری او به جمهوری فدرال بدل شد و دوباره استقلال سیاسی خود را بازیافت. به لحاظ سیاست بین‌المللی آلمان تحت رهبری آدناوئر در اردوگاه غرب قرار گرفت. سبک حکومت آدناوئر آمرانه توصیف شده است. دوران صدراعظمی آدناوئر از سال ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۳ ادامه داشت.

*

لودویگ ارهارد (Ludwig Erhard)

ارهارد هم مثل آدناوئر از حزب دمکرات مسیحی بود و دوران صدراعظمی او از ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۶ طول کشید. ارهارد در دوران آدناوئر وزیر اقتصاد بود و به سبب طرح‌هایش در راستای ایجاد اقتصاد بازار با جهت‌گیری‌های اجتماعی، محبوبیت یافته بود. هنوز هم از وی به عنوان پدر "معجزه اقتصادی" آلمان پس از جنگ یاد می‌شود. علاقه به سیگار نیز شاخص دیگری برای ارهارد بود و معمولا سیگاری در دست یا میان لب‌هایش دیده می‌شد.

*

کورت گئورگ کیسینگر (Kurt Georg Kiesinger)

او هم تنها سه سال (۱۹۶۶-۱۹۶۹) صدراعظم آلمان بود. کیسینگر از حزب دمکرات مسیحی بود و برای اولین بار در تاریخ پس از جنگ توانست ائتلافی از این حزب و حزب سوسیال دمکرات شکل دهد و اقتصاد را دوباره رونق بخشد. سابقه کیسینگر، به خصوص در سال‌های اول حکومت نازی‌ها بحث‌انگیز بود. و صدراعظم‌شدن او به عنوان نمادی از عدم برخورد کافی و جدی نخبگان سیاسی آلمان با سال‌های حکومت هیتلری و دست‌اندرکاران آن تلقی می‌شد.

*

ویلی برانت (Willy Brandt)

برانت اولین صدراعظم سوسیال دمکرات آلمان در دوران پس از جنگ بود و تحولات گسترده‌ای را در عرصه سیاسی و اجتماعی رقم زد. او با اقدام تاریخی خود یعنی زانو‌زدن در برابر بنای یادبود کشته‌شدگان قیام ورشو علیه نیروهای حکومت هیتلری، عملا به اراده آلمان برای پوزش از گذشته خویش بعد تازه‌ای بخشید. در عرصه داخلی ایجاد دولت رفاه در زمان برانت اوج تازه‌ای یافت. ویلی برانت در سال‌های ۱۹۶۹ تا ۷۴ صدراعظم آلمان بود.

*

هلموت اشمیت (Helmut Schmidt)

اشمیت با استعفای ویلی برانت صدراعظم آلمان شد. دوران زمام‌داری او با بحران نفت، تورم و رکود اقتصادی همراه بود. او سعی کرد، با برنامه و نتیجه‌مند به مقابله با این مشکلات برود. فعالیت‌های گروه‌ تروریستی "فراکسیون ارتش سرخ" در آلمان هم در دوران دولت وی به اوج خود رسید. او در برابر این گروه و گروگان‌گیری‌ها و ترورهای آن کوتاه نیامد و به درخواست‌های آن بی‌توجه ماند. اشمیت تا سال ۱۹۸۲ صدراعظم آلمان بود.

*

هلموت کهل (Helmut Kohl)

کهل که از سال ۱۹۸۲ در رأس ائتلاف حزب دمکرات مسیحی و حزب دمکرات‌های آزاد صدراعظمی آلمان را به عهده گرفت به مدت ۱۷ سال در این مقام ماند و رکورددار شد. سال‌های زمامداری او به سال‌های کم‌تحرکی در زمینه اصلاحات معروف شده‌اند. با این همه نقش او در وحدت دو آلمان پس از فروپاشی دیوار برلین، تاریخی و قابل اعتنا تلقی می‌شود. در زمینه وحدت اروپا و گسترش و تعمیق روندها در اتحادیه اروپا نیز کهل نقشی مهم داشت.

*

گرهارد شرودر (Gerhard Schröder)

شرودر پایان‌بخش دوران دراز صدراعظمی کهل بود. او سال ۱۹۹۸ با پیروزی حزب سوسیال دمکرات اولین ائتلاف با حزب سبزها در تاریخ معاصر آلمان را شکل داد و خود در رأس این ائتلاف قرار گرفت. در دوران شرودر ارتش آلمان در چارچوب ناتو مجددا به ماموریت‌های جنگی ورای مرزهای آلمان اعزام شد. اصلاحات انقباضی دولت وی در سیستم رفاه آلمان که به "منشور ۲۰۱۰ " مشهور است بحث‌ها و اختلافات فاحشی در حزب و جامعه برانگیخت.

*

آنگلا مرکل (Angela Merkel)

مرکل که از سال ۲۰۰۵ در رأس دولت آلمان است اولین زن در تاریخ آلمان و حزب دمکرات مسیحی است که عهده‌دار این مقام می‌شود. یکی از بزرگترین چالش‌های دوران او بحران مالی سال ۲۰۰۷ است که اتحادیه اروپا همچنان از آن رهایی نیافته و آلمان را هم به عنوان قدرتمندترین اقتصاد این اتحادیه به خود مشغول کرده است. شیوه زمامداری او بیشتر عمل‌گرا توصیف می‌شود. یکی از شاخص‌های مرکل تنوع رنگ‌های کت‌هایی است که می‌پوشد.

*

در آغاز دهه ۱۹۹۰ مرکل وزیر زنان و جوانان بود .این زن مدبر، در دولت هلموت کهل (۱۹۸۲ـ ۱۹۹۸)، از سال ۱۹۹۴ وزیر "حفاظت از محیط زیست و امنیت نیروگاه‌های اتمی" بود و به عنوان فیزیکدانی آزموده از انجام وظایف خود به خوبی برآمد. با تکیه بر همین تجربیات، این وزیر پیشین که می‌گفت، با اتخاذ روش‌های سنجیده، می‌توان زباله‌های اتمی را بی‌خطر و برای همیشه دفن کرد، پس از فاجعه‌ی اتمی فوکوشیما، تغییر عقیده داد و به یکی از هواداران سرسخت تعطیل نیروگاه‌های اتمی این کشور بدل شد.

منبع : http://www.dw.de  - دویچه وله فارسی

 

نویسنده: شهربانو - دوشنبه ۱ مهر ۱۳٩٢

قبل از هر چیز سال نوی تحصیلی را به دانش آموزان و معلمین عزیز تبریک گفته و برای همه موفقیت آرزو می کنم.دوران تحصیلی با خاطرات خوش و ناخوش آن ، به عنوان خاطره ای شیرین در گوشه ای از دل ما جا می گیرد و تا آخر با ماست. از نمرات بیست و تشویق و سر صف و شلوغی ها و سربه سر بزرگترها گذاشتن و مشق ننوشتن و جریمه شدن  و ... همه خاطرات خوش دوران تحصیل هستند. یادش به خیر.

آن قدیمها که دانش آموز بودیم ، دانش آموزان بسته  به ذوق و سلیقه خود شعر می ساختند و می خواندند.  این شعر در مجله هفتگی جوانان چاپ شده بود و ورد زبان شاگردان مدرسه بود. نام شاعریادم نمانده.   

بار دگر مدرسه ها باز شد

مسئله با هندسه آغاز شد

وای که این مدرسه غول من است

آفت سرمایه و پول من است

وای زبر کردن جغرافیا

هم ز اروپا و هم از آسیا  

خسته ز تانژانت و کتانژانت شدم

مانده ی سینوس و کسینوس شدم

مانده و درمانده ی شیمی شدم

چون نخود دیگ حلیمی شدم

حفظ کنم فرمول سولفات دو سود

من که دواخانه ندارم چه سود  

من چه کنم شیوه ی من یللی است

تنبلم و حرفه ی من تنبلی است

*

 

شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :