زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۳

روزی روزگاری از این تلفن ها سر کوچه ها بود و یک دو ریالی می انداختی و صحبت می کردی. زیاد حرف نمی زدی . کوتاه و مفید پیامت را می دادی و می گذشتی . برای خودش دستگاه مفید و مهمی بود.

اما حالا جایش را اسباب بازی نیم وجبی گرفته که گویا موبایل نام دارد. داخل جیب و کیف دستی هر کسی پیدایش می شود. دکمه هایش تالاب و تولوب تکان می خورد و می نویسد. آن قدیمها حرمت و ادب و احترام مهم بود. کسی نزد بزرگترها با دیگری حرف نمی زد . اما اکنون این اسباب بازی هست وبا هر پیام لبخندی نخودی بر لب.

 *

همراه با یک فقره عکس تلفن عمومی که پرشین بلاک عکس را آپلود نکرد.
*
نویسنده: شهربانو - جمعه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۳
سوفی شول در نهم ماه مای سال 1921 به دنیا آمد. او دانشجوی انقلابی  و فعال سیاسی و عضو گروه رز سفید بود. او و برادرش هانس شول هنگام پخش اعلامیه های ضد جنگ توسط گشتاپو دستگیر و شش روز بعد  ( در 22 فوریه سال 1943 ) هر دو محکوم به اعدام یا گیوتین شدند.  رز سقید نام گروه ضد فاشیست بود که بین سالهای 1940 تا 1943 فعالیت داشت. این گروه در دانشگاه مونیخ با پروفسور فلسفه « کورت هوبر » و پنج دانشجوی او  ( سوفی شول ، هانس شول ، الکساندر شرومل ، کریستف پروبست و ویلی گاف )  فعالیت می کرد
نویسنده: شهربانو - سه‌شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۳

موزی در زمین بازی از طرف تماشاگری به سوی « دنی آلوز ، ستاره بارسلونا » پرتاب شد. او این موز را با آرامش و خونسردی برداشت و خورد. این عمل موجب شد که دیگر ستاره های فوتبال جنبش « ما همه میمون هستیم » به راه انداخته و عکس هایشان را در حال خوردن موز یا موز در دست منتشر کنند. نخست وزیر ایتالیا نیز با خوردن موز از این جنبش حمایت کرد.

نویسنده: شهربانو - یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۳

 بعد از پاک کردن کرفس ، ریشه را داخل یک کمی آب قرار می دهیم و پشت پنجره می گذاریم. از لای ساقه های بریده شده ، برگ های تازه ای جوانه می زنند که قابل استفاده اند.

   

نویسنده: شهربانو - جمعه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۳

پدرم ، برادرم ، شب رغایب یا رقئییب ، نه با دیسی حلوا و نه بشقابی خرما ، که با فاتحه و یاسین و خون جگر و اشک چشمانم ، با شما دیدار تازه کردم. باشد که یادتان فراموشم نشود .

پدر جان خاطرات خوشی که در کنارت داشتم به شیرینی حلوا و به گرمی دستان مهربانت دلچسب است. روح ات همیشه با لبخند شیرین بر لب کنارم است.

برادر جان ، اما برای تو چه دلتنگم . نا به هنگام در آغوش مرگ غلطیدی و رفتی.

روح تان در این جشن مردگان شاد.

نویسنده: شهربانو - یکشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۳
تیغ بران گر به دستت داد چرخ روزگار 
هر چه می خواهی ببر اما نبر نان کسی
شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :