زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - سه‌شنبه ٩ آذر ۱۳٩٥

یاد سالی افتادم که کلاس ششمی بودم. سالی که دختربچه ای بازیگوش و بی خیال از غم دنیا بودم. با دوست جان مشق می نوشتیم و درس ازبر می کردیم. راستی که خواندن جغرافیا و تاریخ به آن بزرگی چقدر برایمان سخت بود.  گاهی وقتها مشق هایمان را ناقص می نوشتیم و خانم معلم متوجه می شد و دو تا خط کش کف دستمان می زد. یعنی این خط کش ها نخود و کشمش مدرسه بود و معلم ششم ما فکر می کرد که به راستی گوشت ما متعلق به او و استخوان مان متعلق به مادرانمان است. چون مادرانمان همان روز اول به معلم کلاس ششم ما گفته بودند که : اتی سنین سومویو منیم. و او باور کرده بود. برای این که دلمان بیشتر نسوزد ، بعد از خوردن خط کش می خواندیم : چوب معلم گله ، هرکی نخوره خله ادامه متن در اینجا:

http://gayagizi.com/blog/

شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :