به عنوان زنی که بیشترین ستم و شکنجه و ضربه را از سوی مرد دیده ام و یکی از قربانیان این نابرابری اخلاقی و قانونی و شرعی هستم ، به خود این اجازه را می دهم که در مورد هفت شین اظهار نظر کنم .

مگر ما مخالف قانونی یک طرفه که همه حقوق انسانی را به مرد داده نیستیم ؟ مگر ما ادعای برابری با مرد را نداریم ؟ چطور شد که در قانونی که وضع می کنیم مرد را کاملا کنار می گذاریم ؟ در این هفت شین حق را از مرد گرفته به زن می دهیم . ( تاجی علی نین باشیندان گؤتوروب ، ولی نین باشینا قویوروخ ) تاج را از سر علی برداشته بر سر ولی می گذاریم . و این راه چاره نیست . تازه اگر به احتمال ضعیف این هفت شین مورد نظر به مجلس راه باقت ، چه کسی برای تصویبش تلاش خواهد کرد ؟ زنی که با رای ما زنان به مجلس راه یافته و برای خودشیرین به زنان توصیه می کند که حسادت را کنار بگذارند و اجازه بدهند شوهرشان زن دوم اختیار کند تا مشکل جامعه حل شود ؟؟؟

چرا به جای اندیشیدن به هفت شین به موضوع مهمتری نمی اندیشیم که آن شروع تربیت زن و مرد آینده از دوران کودکی است ؟ چرا وقتی بچه هایمان دعوایشان می شود دختر را وادار به سکوت می کنیم ؟ چرا وظایف پسرمان را گوشزد نمی کنیم ؟ دختری که از دوران کودکی پسر را برتر از خودش می داند ، پسری که خود را یک سروگردن بالاتر از دختر می پندارد ، چگونه می تواند زن یا شوهر ایده آل باشد ؟ پسری که از مادرش آموخته ( آروادیوا مینیک وئرمه ) نگذار زنت سوارت شود چگونه می تواند شوهر ایده آلی باشد ؟ یکی نیست بپرسد مرد حسابی مگر اسبی که کسی بخواهد سوارت شود ؟

تا زمانی که به فرزندانمان نیاموزیم که دختر و پسر هردو انسانند و برابر، هر دو حق زندگی و برخورداری از آزادی یکسان را دارند ، تا زمانی که جوانها به حقوق یکدیگر احترام نگذارند و تا زمانی که مادرشوهر جادو را باور دارد هفت شین که نه هفتادشین نیز دردی را درمان نمی کند و این هفت شین نقش انتقال استبداد را بازی می کند نه بیشتر .

من بست سال تمام در محل کارم با مادران و دخترانشان ( که از طبقه متوسط و پایین جامعه بودند و اکثر مردم ما را این طبقه تشکیل می دهند ) سروکار داشتم . در غم آنها همراهشان گریستم و در شادیشان همراه با آنها شاد شدم و در این مدت بیشتر اوقات نقش زن را در ستم بر زن پررنگتر دیدم . فکری به حال اکثریت بکنیم .