زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - پنجشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٧

امروز پنج شنبه ، اولین پنج شنبه از ماه رجب است . ما به این روز رقئییب می گوئیم . در این روز حلوا می پزیم ، شکر پنیر و خرما داخل دیس می چینیم و به قبرستانهائی که عزیزانمان آنجا به خواب ابدی رفته اند می رویم . در فراقشان اشک حسرت می ریزیم و برایشان قرآن و دعا می خوانیم . سنگ قبرشان را آب و جارو می کنیم . سپس با همراهان به خانه عزیزی که هنوز یک سال از رفتنش نگذشته برمی گردیم و برایش در خانه عزاداری می کنیم .

مادرم گفت : امروز وادی رحمت خیلی شلوغ است . مراسم عزاداری را در خانه برگزار می کنیم و برای دیدار برادرت فردا اول صبح به وادی رحمت می رویم . برای برادری که هنوز سه ماه از رفتنش نگذشته ، داغ مرگش تازه و جگرسوزاست . آنها دارند برایش عزاداری می کنند و فاتحه و یاسین می خوانند ، در حالی که من نمی توانم مرگش را باور کنم . فیلمهای ویدئویش را که نگاه می کنم ، می بینم نه تنها بیمار نیست بلکه قاه قاه می خندد و شوخی می کند . غم خودم را از یاد برده ام و برای پدر و مادر رنجورم آرزو صبر می کنم و نگرانشان هستم .

قرار بود به توصیه دوستم در مورد مراسم رقئییب بیشتر و طولانی تر بنویسم . قرار بود برای برادرم و شقایق معصومش و همسر سیاه پوش اش شعری بنویسم . اما متاسفم که نمی توانم . شاید روزی دیگر .

 

تقدیم به آنان که در سوگ عزیزانشان گریانند.

..

گول اوسته بولبول قونار / بلبل روی گل می نشیند

بولبول سوز گوللر سولار / بدون بلبل گلها پژمرده می شوند

قارداش آدی گلنده / اسم برادر که می آید

اوره گیم قانا دولار/ دلم پر خون می شود

..

سنگریم قالام قارداش / سنگر و قلعه ام برادر

قویما تک قالام قارداش / تنهایم نگذار برادر

قییما بو غربت ائلده / دلت نیاد در این غربت

بئله آغلار قالام قارداش / انگونه گریان شوم برادر

..

گؤزوم سن سیز قان آغلار / چشمانم بی تو خون می گریند

قارداش وای ، آی قارداش وای / ای وای برادر ، ای وای

کاشکا جانیم چیخئیدی / کاش خودم می مردم

دئمییئدیم قارداش وای / نمی گفتم وای برادر

          وای برادرم وای

 

شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :