زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٧

صمد آقا ( پرویز صیاد) را کمتر کسی است که نشناسد. هرگاه دور هم جمع می شویم یکی از فیلمهای ویدیوئی صمد آقا را تماشا می کنیم. هر بار نیز مثل بار اول از این فیلم سیاه و سفید قدیمی لذت می بریم. او نه تنها محبوب نسل من و ماست که فرزندانمان نیز دوست اش دارند. پرویز صیاد پدر ندارد و در کنار ننه آقایش زندگی می کند.او لباس ساده روستائی به تن داردو با لهجه شیرین اش نقش یک روستائی باهوش را بازی می کند. او با زبان ظنز خود مشکلات اجتماعی را مطرح می کند و ما در حالی که به سخنان شیرین و برحق اش می خندیم رو به همدیگر کرده و می گوئیم « حق میگه والله » تماشای ویدیوهایش بارها و بارها خستنه مان نمی کند.
از صمد آموختم که به مشقهای دانش آموزانم قلم نکشم.
سرکاراستوار فیلم ( عبدالعلی همایون ) که خیلی زود رودست می خورد و ننه آقا و لیلا که هر کدام به جای خود دوست داشتنی هستند.
در فیلمهای صمد به جز پرویز صیاد حسن رضیانی یا همان عین الله کوفتی یا باقرزاده نیز هست. به نظر من او یکی دیگر از چهره های ماندگار و به جسارت هم ردیف پرویز صیاد است . او پدری طماع به اسم مشهدی باقر دارد. مشهدی باقر شیفته ننه اقا ، مادر صمد است و در هر فرصتی خود را به خانه او می رساند و اظهار علاقه می کند. در یکی از صحنه ها ننه آقا تشت آب کف آلود رختشوئی را روی سر او خالی می کند. اما باز روی این مشهدی باقر با آن پرروئی اش سفید که دنبال دختران جوان نمی گردد. تایلی تایین تاپمالی ( هر کسی باید همتای خود را بیباد) مشهدی باقر چند ماهی او را به شهر می فرستد تا کمالات بیاموزد. او در شهر عملگی می کند و وقتی به روستا برمی گردد، خود را یک سر و گردن بالاتر از روستائی ها می پندارد. کت و شلوار به تن می کند و دگمه یقه اش را تا آخر می بندد و کراوات کوتاهی به یقه می بندد و هر کسی عین الله صدایش می کند ، فوری باقرزاده را اضافه می کند. طفلک عین الله نه شهری است نه روستائی. از اینجا مانده و از آنجا رانده است و با همه اینها به هم ولایتی هایش فخر می فروشد. اورقیب عشقی صمد آقاست و ازصمد می ترسد و مثل یک بچه لوس دنبال پدر راه می افتد. لیلا صمد را به عین الله ترجیح می دهد و همین موجب می شود که کدخدا به عین الله جواب مثبت ندهد. چون لیلا در فیلم صمد آرتیست می شود می گوید « صمد را انتخاب کرده که به عین الله رضا ندهد.» راستی که حرکات عین الله کوفتی ، حرف زدن و قیافه گرفتن و راه رفتنش چقدرهنرمندانه است.
به نظرم در شاهکار « صمد » عین الله باقرزاده در کنار صمد آقاست و هر دو نسل به نسل در خاطره ها باقی خواهند ماند.

بیوگرافی عین الله باقرزاده

** 

مشهدی باقر به روایت نق نقو

دست شما درد نکند که یادی از هنرمندان قدیمی کردید.ایفاگرنقش مشدی باقر نیز حسین امیرفضلی هنرمند با سابقه ی رادیو وتلویزیون وتئاتر بود که یادش به خیر. خوبست خاطره ای از اورا دراین جا نقل کنم.پدریکی ازدوستان من که ریاست اداره ای در پست وتلگراف سابق را عهده داربود میگفت که مرحوم امیرفضلی برای خدمت به اداره تحت سرپرستی او آمده بود وتعدادی پرونده را برای رسیدگی تحویل گرفته بود اما در ساعت های اداری فقط می نشست و چندین سیگار اشنو را به هم وصل می کرد و می گیراند و با لذت دود می کرد. وقتی به او گفتم پس چرا لای پرونده هارا باز نکردی گفت که جناب فلانی من کارم درجای دیگر است (اشاره به تئاتر ورادیو) و اینجا مرا فقط برای استراحت وکمک خرجی فرستاده اند.

*

فکر می کنم این خانم که اینگونه زیبا می رقصد بنفشه صیاد ، دختر پرویز صیاد است.

شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :