زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - جمعه ٢٠ شهریور ۱۳۸۸

کتابخانه شهر ما مدت کوتاهی تعطیل شد. مسئولین علتش را اسباب کشی به ساختمان جدید اعلام کردند و آدرس جدید کتابخانه و تاریخ شروع به کارش را نیز به ما خبر دادند. بعد از بازگشائی مجدد همراه انارخاتون به کتابخانه جدید رفتیم. کتابخانه جدید به نزدیکی مرکز خرید و فروش منتقل شده است. مرحله اول بازدید برایم جالب بود. کتابهائی را که امانت گرفته بودیم توسط دستگاه اتوماتیک تحویل دادیم . سپس به قسمتهای مختلف کتابخانه رفتیم. عجب جای دنج و شیک و تمیزی است. جان می دهد برای نشستن روی مبل و خواندن مجله و کتاب ، درست همه چیز مثل سابق مرتب و روبراه بود. کتابها داخل قفسه های نو مرتب چیده شده بودند. کارمندان هر طبقه و بخش آرام نظاره گر مراجعه کنندگان بودند و به سوالات پاسخ می دادند. به نظر می رسید بر تعداد کتابها افزوده شده است. به قسمت مجله ها و روزنامه ها رفتیم . مجلات و روزنامه ها و بوردای لباس را ورق زده و لباس شیکی را نشان کردیم که بعد از دو سه هفته ای بوردا را امانت بگیریم و الگویش را درآوریم. البته کار الگو به عده انار خاتون است چون من علاقه ای به دوختن ندارم. در هفته های اول اجازه امانت بردن مجلات و بورداهای نو را نداریم . خلاصه که هر سه طبقه را گشتیم و چند جلد کتاب امانت برداشتیم و باز بوسیله دستگاه کامپیوتری اتوماتیک کتابهای دیگری امانت گرفتیم و براه افتادیم. موضوع یکی از آنها آشپزی بود.
با انار خاتون تصمیم گرفتیم یکی از غذاها را که خوشمان می آید انتخاب کرده دستور پخت اش را یاد بگیریم و برای شب قدر بپزیم. یادآوری غذا و شب قدر مرا به آن زمانها برد . به بعد از افطارهائی که مادر و مادربزرگ و دیگران دست در دست هم و با شوق فراوان سرگرم تهیه مواد اولیه آش و شعله زرد و حلوای نذری بودند که برای شب احیا پخته و آماده وقبل از افطار بین در و همسایه پخش کنند. دلم برای آش کشک و آش کلم و آش ماست محلی خودمان تنگ شد.

*
حلوای باقلوا و موز را از شیندخت عزیز یاد گرفتم. امیدوارم هرچه زودتر کارهایش روبراه شود و به دنیای مجازی بازگردد. دلم برایش تنگ شده است. حلوای هویچ را از صالیحا یاد گرفتم . پختم و خوشمزه شد ودستور پخت را به شیندخت فرستادم. برای شب قدر می خواهم آش ماست یا کشک یا کلم را بپزم و اینجا بنویسم. غذای خوشمزه ای است. آن قدیمها کوره پزلر روزهای عاشورا سفره باز می کردند و از این آش می پختند.

حلوای مجلسی - حلوای اجیل -

شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :