در این غربتستان اداره پست نیز مثل سایر ادارات دولتی و غیر دولتی در انجام وظایف خود کوشاست . نامه های اداری و غیر اداری مرتب و به موقع به دست صاحبانشان می رسد . وقتی با وطن گل و بلبلمان مقایسه می کنم آه از نهادم برمی آید . ما مسلمانیم وقوانین ما را این نامسلمانها دست چین کرده و برداشته ومو به مو اجرا می کنند . باور نمی کنید ؟ من باور می کنم . زیرا که کم کاری نمی کنند ، خیانت در امانت نمی کنند ، فریب ظاهر کسی را نمی خورند ، با دریافت رشوه و ناحق جلوه دادن حق کاری ندارند . وقتی میخواهی به خانه شان بروی و از آنها وقت می گیری ، به بچه شان یاد نمی دهند که بگو بابا و مامان خانه نیستند . خودشان راحت می گویند که وقت یا حوصله ندارند ، راحت می گویند که برای صرف شام نمانید چون خرید نکرده ام و برای پذیرائی از شما مواد غذائی برای پختن ندارم . بسته های پستی را دست نخورده و بازنکرده و سروقت تحویل می دهند .

اما من ایرانی در این سر دنیا با پست مشکل دارم . وقتی فامیل ، دوست ، برادر به من اطلاع می دهد که بسته ای برایم ارسال کرده تا می خواهم دهان باز کنم خود ادامه می دهد که اگر دریافتش نکردی جانت سلامت . من نیز متقابلن چنین می گویم اما در حقیقت جانت سلامت به معنی یاندیم ، اؤزوده یاندیم یاندیم ( سوختم خودش هم دوبار سوختم ) است . چندی پیش یکی از اقوام به من خبر داد که بسته ای برایم ارسال کرده و گفت که حتمن می رسد و جای نگرانی نیست چون بسته را به فلان کس داده و قرار است او به محض رسیدن به « رم » برایم پست کند .

گلایه نمی کنم  که نزدیکی نوروز است و من غربت نشین چشم به راه هدیه از سوی پدر کهنسالم ، نامه ها و تبریکها از سوی دوستان و عزیزانم هستم و از آنجا که آنها هم آگاه به بدعهدی و کم کاری پست هستند زحمت را به ایمیل می دهند . حرف من ، گلایه من فراتر از اینهاست . شکایت من جدی تر است هر چند که این گلایه ها هم به جای خود جدی هستند و نباید به این سادگی از کنارشان گذشت .

برای نوشتن و تائید نامه یک روز کاری مرخصی می گیرم و هزینه تحمل می کنم و تا سفارت ایران که از شهرمان دورتر است می روم . آنجا نیز هزینه ای کم یا زیاد برای تائید مدارک تحمل می کنم و سپس مدارک را پست می کنم و آنگاه گؤزله گؤزون وار اولسون ( منتظر باش ) که نامه به مقصد برسد ، که نمی رسد . از بیم گم شدن نامه در پست ایران مجبور می شوم به ( DHL) مبلغ 69 یا 70 یا 100 یورو بپردازم تا نامه ای را که هزینه اش تمبر 3 یوروئی است  سالم و در عرض چهار پنج روز به مقصد برساند .

وزیر محترم و عزیز پست که آن بالاها نشسته اید و نفسیز ایستی یئردن چیخیر ( نفستان از جای گرم بیرون می آید ) و غم نان ندارید چؤرک داشدان چیخیر ( نان از زیر سنگ درمی آید ) من دیگر خسته شده ام . دیگر نمی خواهم نامه ام را اول فاکس و سپس از بیم نرسیدن آن به مقصد سه بار پست کنم به امید اینکه یکی به مقصد خواهد رسید . دیگر نمی خواهم برای نامه ای که 2 یا 5 یورویا ... هزینه دارد 69 یا 100 یا ... بپردازم آقا جان پول علف خرس نیست . وزیر محترم از مسئولانت بپرس نامه مهمی که سه هفته پیش ارسال کرده ام و هنوز به مقصد نرسیده کجاست ؟ نامه ام را پیدا کنید و هر چه سریعتر به مقصد برسانید . وزیر محترم شما را خطاب کردم ، آیا صدایم را می شنوید ؟ اگر پنبه هایتان هنوز داخل گوشتان است ، دو چشم بینا که دارید بخوانید و نامه گم شده ام را پیدا کنید .