زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - یکشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٢

شبهای سرد زمستان ، درون اتاق گرم نشسته و تلویزیون را روشن می کنی و همراه با نوشیدن یک لیوان چایی داغ وطنی سرگرم تماشای تلویزیون می شوی و خواهی نخواهی دستانت نخ و میل قلاب بافی می طلبد و شروع به بافتنی می کنی. زمستان که تمام شد می بینی یک عالمه بافتنی داری هم از سال گذشته و هم از سال نو. در هر تار و پود این دست رنج ات خاطرات خوشی نهفته است. دوستی می بیند و تعریف کرده و روز بعد برایت کاموا می آورد که برایش ببافی . دوستی دیگر با زبان حال از تو می خواهد که برای تولدش از بازار چیزی نخری و همین شال خیلی زیباست.  چقدر لذت می بری از نتیجه کارت.
این شال یکی از کارهای گذشته است . بافتش آسان است و کار زود تمام می شود.

چرا عکس ها آپلود نمی شود؟

شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :