زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - سه‌شنبه ٥ فروردین ۱۳٩۳

سالی که گذشت در آغوش گرم مادر غم ها را فراموش کردم. بازوان خسته اش را دور گردنم حلقه زد و خستگی سالها رنج را از تنم زدود. نوازش دستان نرم و سفید ، اما چروک خورده اش آرم بخش روح و روانم شد.

در سالی که گذشت یک هفته در آغوش گرم مادر لم دادم ، خوابیدم ، بیدار شدم ، همراه با او لالائی هایش را زمزمه کردم.

سالی که گذشت یک هفته داشت و آن یک هفته آغوش گرم مادر بود.

هرگز نمیر مادر. 

شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :