زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - جمعه ٢٧ مهر ۱۳۸٦

در میان دوستان ، دوستی است که نامش تاتیانا است . تاتیانا زنی جوان و مادر چهار بچه قد و نیم قد است . این زن جوان و زیبا و بلوند و خوش قد و قامت بسیار تند خو و بد خلق و ناراضیست . گاهی اوقات از در که وارد می شود صدای کفشهایش « که از کوبیدن پاهایش به زمین بلند می شود » به فغانی دردناک شبیه است . صبح به خیر گفتنش به اعلان جنگ تن به تن می ماند . وقتی نگاه می کند گوئی با چشمانش به آدمی هزار فحش خواهر و مادر می دهد . دیروز صبح که وارد کلاس شد با خشم به من و پینار نگاهی انداخت . پینار گفت : الله الله نه قیجیقدیر بو قادین . خنده ام گرفت و پرسیدم : قیجیق یعنی چه ؟ 

متن کامل 

 

شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :