نادیا انجمن زن جوان افغانی ، دو سال پیش آبان ماه 1384 ساده و بی صدا ، با فریادهای خفه شده در گلویش ، زیر مشت و لگد شوهرش لت و پار شد . او هنگام کشته شدن 25 سال داشت . سرگذشت او را در همین دو سطر نوشتم و دیگر چه بنویسم .

...

ای قصه های تلخ

عمریست دفتر دل ما خانه شماست

ای چشمهای غمزده ، این گونه های زرد

آثار شوم عادت خصمانه شماست

*

ای شاخه های غم

صد نوبهار امید و صد مهرگان گذشت

بس غنچه ها که داغ به دل از جهان گذشت

صد راه بسته واشد و صد کاروان گذشت

فرعون مرد و قصه نمرودیان گذشت

اما شما هنوز چنان سبز و تازه اید

گوئی ز بطن باغچه امروز زاده اید

*

ای شعله های یاس

یک روز از دیار دل ما سفر کنید

تنها نه قلب ماست سزاوار سوختن

یک بار هم به خانه دیگر گذر کنید

*

ای قصه های تلخ

جانها به لب رسیده ز مهمانی شما

زنهار ، جستجوگر مسکن اگر نه اید

فرداست کز خرابه غمپاره روزگار

ما رخت بسته ایم و شما زار و بی پناه

در برزخ زمان

بی خانه مانده اید

بقیه برگزیده اشعار نادیا انجمن در اینجا