زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - یکشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٢

شبهای سرد زمستان ، درون اتاق گرم نشسته و تلویزیون را روشن می کنی و همراه با نوشیدن یک لیوان چایی داغ وطنی سرگرم تماشای تلویزیون می شوی و خواهی نخواهی دستانت نخ و میل قلاب بافی می طلبد و شروع به بافتنی می کنی. زمستان که تمام شد می بینی یک عالمه بافتنی داری هم از سال گذشته و هم از سال نو. در هر تار و پود این دست رنج ات خاطرات خوشی نهفته است. دوستی می بیند و تعریف کرده و روز بعد برایت کاموا می آورد که برایش ببافی . دوستی دیگر با زبان حال از تو می خواهد که برای تولدش از بازار چیزی نخری و همین شال خیلی زیباست.  چقدر لذت می بری از نتیجه کارت.
این شال یکی از کارهای گذشته است . بافتش آسان است و کار زود تمام می شود.

چرا عکس ها آپلود نمی شود؟

نویسنده: شهربانو - دوشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٢

بلوز کوچولو موچولوی ناز برای کوچولو موچولوهای ناز 
دینقیلی - مینقیلی بلوز
مدل این بلوز جناغی است و از گلو شروع می شود. بوغازدان باشلاما  
من با دو میل شماره سه ، چهل و چهار جفت سر انداخته و بعد به چهار قسمت مساوی تقسیم کرده ام. یعنی هر قسمت ده جفت و وسط هر قسمت یک جفت .می توانید نسبت به سن بچه ها تعداد دانه ها را کم یا زیاد سر بیاندازید.

نویسنده: شهربانو - شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٢

 

در ولایت ترکیه به این مدل می گویند :« حانیم دیله ندی ، آقا به یندی . / یعنی خانم گدائی کرد و آقا پسندید.» حکایت این نامگذاری چنین است که گویا روزی خاتونی حوصله اش سر می رود و می خواهد یک چیزی ببافد. از آنجا که کاموا برای قلاب بافی ندارد سراغ در و همسایه می رود و از آنها کاموای پس مانده می خواهد . از هر خاتونی مقداری می گیرد و از قضا هنگام کوفتن در خانه ای آقائی در را باز می کند و خاتون را می پسندد و سرانجام با او ازدواج می کند. خاتون با کامواهای رنگارنگی و ناقصی که از همسایه ها می گیرد ، روتختی و روبالشی می بافد و به عنوان جهیزیه به خانه  آقای همسر که از خانه داری او خوشش آمده می برد. بعضی از خاتون های ولایت ترکیه تا این مدل را می بینند می پرسند :« برای چه کسی از مدل خانیم دیله ندی ، جهیزیه می بافی ؟ »  

می گویم :« جان دلم برای هیچ کسی . کامواهای اضافی روی دستم مانده و می خواهم رو لحافی ببافم . هم هنگام تماشای تلویزیون حوصله ام سر نرود و هم این نخ های اضافی رنگارنگ تمام شود و داخل کمد جا باز شود.»

یادش به خیر ، محصل که بودیم ، از این مدل رو بالشی و جامدادی و کیف و شال گردن و .. می بافتیم. اما رنگها به این شکل شلوغ و آش شعله قلمکار نبود. بلکه بیشتر از دو رنگ سفید و قرمز استفاده می کردیم. دوستمان حکیمه از رنگهای سفید ، زرد ، نارنجی ، قرمز ، زرشکی و سیاه استفاده کرده و به ترتیب بافته بود. زیبا دیده می شد. ماه رمضان که مصادف با روزهای گرم و طولانی تابستان می شد ، ما دختر مدرسه ای های هم محله به مسجد رفته و بعد از نماز جماعت ، نخ و قلاب را درآورده و با هم صحبت کنان می بافتیم. مرحوم فاطمه سلطان خانم ، سرایدار مسجد که طفلکی یک کمی هم بدخلق و عصبانی بود ، کاری به کارمان نداشت. به مادرانمان اطمینان می داد که اگر شلوغی کنیم پدرمان را درمی آورد. خوش بود به این که دخترهای محله اش جلوی چشمش هستند و می داند چه می کنند.

*

مردم ولایت ترکیه در گفتگو و نوشتارشان « خ » ندارند و « ح » تلفظ می کنند.  

مثل : خرم = حوررم

خطا = حاطا   

خاتون = حاتون

خدیجه = حاتیجه

عکس در وبلاکم در بلاک اسپات. نمی دانم چرا این روزها نمی توانم عکس ها را در پرشین بلاک آپلود کنم .

نویسنده: شهربانو - شنبه ۱۸ آذر ۱۳٩۱
آن قدیمها  ترلان برای شست و شوی ملافه های چرک به خانه مان می آمد ، همراه مادر ، به جان ملافه ها و رحت چرکها می افتادند . چنگشان می زدند ، به هم می ساییدند. ذئبلر ، بعضی وقتها سه بار می شستند. با برف و سپس صابون و آبکشی و در مرحلع آخر لیل . بالاخره ملافه ها روی طناب از سفیدی و تمیزی برق می زد. عصر همان  دستهای مادرم تاول می زد. همچون لبوی پخته سرخ می شد. به دستهایش کرم نیوآ می مالید. می گفتند که این کرم معجزه می کند. اما نمی کرد. شب ، هنگام خواب وازلین آغشته به آبلیمو را که از اختراعات ترلان بود ، به دستهایش می مالید و می خوابید. روز بعد که ملافه ها خشک می شد ، نوبت به نخ و سوزن می رسید تا دستهای خسته اش را بخراشد. ملافه را روی فرش پهن می کرد و لحاف پشمی را روی آن پهن و سپس روی دیگر ملافه را پهن کرده و دورتادور لحاف را می دوخت. این بار انگشتش سوراخ می شد. تا این که به انگشتانه عادت کرد. بزرگ که شدیم به کمکش شتافتیم. اما او زرنگ تر و سریعتر از ما بود. تا ما لحاف خودمان را بدوزیم ، او دو لحاف دوخته بود. یک از همسایه ها می گفت :« چرا این همه زحمت بیخودی می کشی ؟ با سوزن ته گرد وصل کن. خیلی راحت است.»
می گفت :« وای باشیما خیر! مگر اینجا بیمارستان است؟»     
حالا دیگر شستن ملافه ها راحت شده است. به جای شکافتن ملافه و دوختن دوباره اش بعد از شستن ، آنها را به شکل گونی می دوزند و یک طرفش را هم دکمه می دوزند که باز و بستن اش آسان باشد. تازه لحافهای نازک را هم می شود بدون درآوردن ملافه شان داخل ماشین لباشسوئی انداخت و شست و تر و تمیز و آماده استفاده کرد. اما من دلم برای لحاف های خودمانی تنگ شده است. این لحاف به آن دوخت و دوز مرتب  که مادرم از ما انتظار داشت نیست . اما کاری است حاصل اوقات فراغت و قلاب بافی شبهای طولانی زمستان و تماشای فیلم و سریال. لازم نیست نخ و کاموای نو از بازار بخرید . با تکه های کاموا که از بافت های مختلف باقی مانده ، می شود بافت و سر هم کرد.
 
نویسنده: شهربانو - دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠

بافتنی : در وطن ما به کاموا ( از هر نوع و جنسی باشد – ابریشمی ، پشمی ، نایلونی و الی آخر، فرقی نمی کند.) و میل ( قلاب بافی یا دو میل یا پنج میل و میل گرد و الی آخر ) بافتنی گفته می شود که آدمی به دست می گیرد و بوسیله ی آن چیزی می بافد. ( مثل بلوز و کفش و کیف و پاپوش و الی آخر ) 

  

در دهات و ولایات ما به قلاب ( تک میل یا ته میل )  به دومیل هم ( جوت میل ) به میل های پنج دانه ای جوراب و دستکش ( جوارب میل لری ) و به میل گرد ، دومیلی که وسطش سیم نایلونی است ( گیرده میل  یا دوره میل ) می گوئیم.

*

اندر فواید بافتنی : بافتنی فوایدی دارد. یکی این که شب هنگام که تلویزیون را باز می کنی تا سرگرم تماشای سریالهای شبانه - هیجان انگیز مثل مرلین و شارمد ، اعصاب خرد کن مثل سی اس آی ، مسخره مثل کبری الف ، خنده دار مثل مرحومان لورل هاردی و چارلی چاپلین و الی آخر ، ترسناک مثل دراکولا و امثالش ، هندی پر از رقص و آواز و گریه ، مثل گاهی خوشی گاهی غم  – شوی ، به جای تخمه شکستن و خوردن انواع و اقسام تنقلات مضر همچون چیپس و پفک و الی آخر بافتنی به دست می گیری و همراه با اتفاقات جوراجور فیلمها سرگرم بافتن می شوی . گاهی دستهایت تند حرکت می کند و روند بافت سریع پیش می رفت و گاهی آنقدر محو تماشا و نگران حال و احوال قهرمانان می شوی که انگشت دست چپ ات که کاموا دورش پیچیده کرخت می شود و انگشت دست راست که میل ها و بافت را نگه داشته سر جایش خشک می گردد. اما با همه ی اینها بعد از گذشت چند روز و هفته می بینی که نتیجه ی این تماشا و بافت و زحمات انگشت دست راست و چپ ات ، کاری بس زیبا خلق کرده ای ،  که همتایش در بازار نیست.

آن قدیمها که بچه محصل بودیم ، ماههای رمضان مهمانی های افطاری و شب نشینی های بعد از افطار و شب یلدا فراوان بود و مادرخانمهای عزیز بعد از کمک در شستن ظرفها و آوردن چای و بشقاب میوه به صاحب خانه ، از داخل کیفشان بافتنی های جوراجور را درآورده و گپ زنان می بافتند و سهم من و مهناز و مهرناز و پریناز و بقیه نیز قلاب و نخ قلاب بافی و کاردستی های ساده ای بود که خانم معلمهایمان تکلیف می کردند. می گویند حالا دیگر از آن مهمانی های باصفا خبری نیست و وقتی هم دعوت می شوی دست روی دلت است که لباس چه بپوشم و هدیه چه ببرم. دعوت شده ام باید دعوت کنم و الی آخر.حالا بگذریم از این مقوله.

خلاصه که وقتی خودت می بافی ، کمیت و کیفیت کار را خودت انتخاب می کنی و حاصل کارت خاطره ای است بس زیبا. مثلا همین پادری را که شروع کردم کوچولوی نازنازی مان کلاف را به زحمت به دست گرفت و به دهان برد و تا بجنبیم مزه اش را چشید. خواستیم کلاف را از دستش بگیریم که متوجه شدیم این دستان بسیار کوچک عجب قدرتی دارد. نخ دور دستش پیچیده بود و تازه باز کردنمان هم موجب قلقلکش شده و قاه قاه می خندید. 

اندر مضرات بافتنی : خواص بافتنی همچون خواص تخمه است. یعنی وقتی که مشت مبارک را پر از تخمه می کنی تا شکستن دانه ی آخر از کار و زندگی می مانی . وقتی نخ کاموا را به انگشت دست چپ می پیچی و میل ها را به دست می گیری دیگر کارت تمام است. برای همین هم باید اول چائی و آب و میوه و قیچی و نقشه ی بافتنی و کنترل تلویزیون را بغل دستت بگذاری و فیلم را انتخاب و سپس نخ را دور انگشت بپیچی. از مضرات دیگرش این است که چشم را خسته می کند. بخصوص اگر رنگ نخ سفید یا سیاه باشد و یا در بافت از مدل های پیچیده و سخت مثل صدف و طاووس و مارپیچ و گیسوی دوبل و ... استفاده کنی. یا بخواهی کارت ظریف از آب دربیاید و از نخ نازک  و میل شماره دو یا دونیم استفاده کنی. بافتن چنین رنگها و مدلها بخصوص در شب قاتل چشمان آدمی است.

*

پادری : برای بافت پادری معمولا از کاموای دست دوم استفاده می کنیم. لباس بافتنی را که کهنه شده و دیگر نیازی به آن نداریم می شکافیم و با رنگی دیگر مخلوط می کنیم  تا کاموا ضخیم باشد و کار زود تمام شود. یا از کامواهای نو که از کارهای قبلی مان مانده استفاده می کنیم و پادری هایی رنگارنگ و زیبا می بافیم.

من این پادری را با میل شماره سه بافته ام. ظریف اما قشنگ شده است.  ده تکه لوزی بافته و به هم دوخته ام.  هر تکه را با سه رج شروع کرده و مثل بلوز جناغی اضافه و سپس کم کرده ام. بافت آسان است و کار سریع پیش می رود.  

ردیف اول : سه دانه راست

ردیف دوم : یک دانه راست + یک ژوته + یک دانه راست + یک دانه ژوته+ یک دانه راست

ردیف سوم : پنج دانه داریم که همه اش را راست می بافیم

ردیف چهارم : دو دانه راست + یک دانه ژوته + یک دانه راست + یک دانه ژوته + دو دانه راست

ردیف پنجم : همه دانه ها راست 

ردیف ششم : حالا هفت دانه داریم . سه دانه راست + یک دانه ژوته + یک دانه راست + یک دانه ژوته + سه دانه راست

ردیف هفتم : همه ی دانه ها راست

اندازه این لوزی ها به خودتان مربوط است. من در کل 55 دانه بافتم. بعد بافت را ادامه دادم با این تفاوت که در هر بار شروع بافت سه دانه را یکی کردم. دانه ها یکی یکی کم و کار تمام شد و به هم دوختم. سپس گل وسط را بافته و دوختم. بافت گل وسط هم مانده به سلیقه ی خودتان.

 

*

توخونما  

توخونما : بیزیم اورالاردا ، توخونما کاموایا ( فرقی یوخ نه رنگده ، نه جینس ایپک ، یون ، لایلون و .... اولا ) و میل ( ته میل ، جوت میل ، جوراب میلی ، گیرده میل ) دئیرلر.

توخونمانین قایدالاری : توخونمانین بیر نئچه فایداسی وار . بیری بوکی گئجه لر تلویزیونو آچیب فیلملر ( مرلین ، شارمد کیمی هیجانلی لار ، سی اس آی لار کیمی اعصابی پوزانلار ، کبری الف کیمی تارتان لار ، رحمتلی لورل هاردی ، چارلی چاپلین کیمی گولمه لی لر ، دراکولا کیمی قورخمالی لار ، هردن خینوو هردن سئوینج کیمی هندی فیلم لر ) باخاندا چرده ک چیتداماق ، ضررلی یئمیش لر ( پفک ، چیپس ) یئرینه ، توخونمانی الینه آلیرسان و جوره به جوره فیلملره باخا – باخا توخورسان. هردن اللرین یئیین- یئیین توخویور ، توخونما تئز باشا چاتیر ، هردن ده ائله باشین باخماغا قاریشیر ، فیلم ده قهرمانلارین غصه لری باشیوی ائله قاتیرکی سول بارماغین کی کاموانی اونا دولویوبسان کئییر ، ساغ الین ده کی میل لرنن ایشیوی توتوب قورویور.اما بونلاری بیر قیراغا قویاندان سورا بیر نئچه گوندن هفته دن سونرا گؤرورسن کی بارماقلاریوین زحمتی هئچه پوچا چیخمییب و بیر گؤزل ایش قورتاریبسان کی بازاردا هله – هله تاپیلماز.

او قدیملرده کی بیز اوشاغیدیق ، اوروجلوقدا ، افطار قوناقلیقلاریندا ، چیلله گئجه لرینده کی قوهوم قونشو بیر یئره ییغیشاردیلار ، آنالاریمیز ائو ایشینده ائو ییه سینه کمک ائلیندن سونرا ایله شیب دئیب گوله – گوله توخونمالارین دا کیفلریندن چیخاردیب توخوماغا باشلاردیلار. من ایله مهناز و مهرناز و پریناز و و اوبیرسی لرده ته میلیمیزی چیخاردیب خانم معلم وئرن تکلیفلریمیز توخوردوق . بیر خیرداجا میز اؤرتویو ، قاب دسمالی ، ال کیفی .

دئییرلر ایندی داها او زامان قالمییب. قوناق چاغریلاندا آدامین الی قارنین اووشدورور کی نه گئییم ، نه سووقت آپاریم. چاغریلمیشام چاغیرماغیم لازیم. هله گئچک بو عنواندان.

نه دئییم کی اؤزوموز توخویاندا ، رنگینی ، کاموانین جینسین  ، یاخجی پیسلیغین اؤزوموز به یه نیریک. هله هر توخونمانین ایلمه لرینده ده بیر خاطره میز توخونور. بئله بو آستانا آلتین توخویاندا ، خیرداجا ، نارین بالادا واریدی. خیردا الیله یوماغی توتوب آغزینا ساری آپاردی . بیز ال ترپدینجه دادینا دا باخدی. هله ایستردیک الیندن آلاق کی بیلدیک بو خیرداجا اللرین نه زورو واریمیش. هله ائله بیل کی الیندن آلاندا دا قیدیغی گلیردی بیر گولوردوکی گل گؤره سن. 

توخونمانین ضررلری : توخونما سیمیشقا کیمی دی . بعنی اووجوو کی دولدوردون چیتدییب قورتارینجا ایش گوجوندن قالیرسان. کاموانی بارماغینا دولادین ، میل لری الیوه آلدین دای سنین کی قورتولدو.اونا گؤره ده گرک اول چای ، سو ، میوه ، قئیچی ، نقشه لر و تلویزیونون کنترلون الیوین آلتینا قویوب ، سونرا ایپی الیوه دولویاسان. ضررلرینین بیری ده بودور کی گؤزلری یورور. خصوصا کی چتین و قاریشیق نقشه لر صدف و طاووس و هؤروکلر کیمی. یا نازیک میل نازیک کاموا اولا. یادا آق نان قره بویادا کی گئجه چاغی گؤزلرین ایپین قیریر.

*

آستانا آلتی : معمولا آستانا آلتینا کهنه کاموا ایشلدیریک. کارا گلمز بلوز یا اوبیرسی لری سؤکوب بیر آیری کامواینان قاتیب یوغون لادیریق و توخویوروق کی تئز ده قورتولور. ائلیه بیللیک ائوده اولان تازا کلاموالاردان کی قاباقکی ایشلریمیزدن قالیب ایشله دک. رنگ به رنگ و گؤزل اولا. یادا بازارا گئدیب سئودییمیز رنگلردن آلاق.

بو آستانا آلتی اون دنه لووزئم چیخیب. هر لووزو بئله باشلامیشام :

ایلک : اوچ ایلمه سالیب توخوموشام.

ایکی : بیر ایلمه توخویوب + بیر ایپ آتیب + بیر ایلمه توخوموشام.

اوچ : ایلمه لریمیز بئش ایلمه اولوب . هر بئش ایلمه نی اوواند توخوموشام.

دؤرد : ایکی ایلمه اوواند + بیر ایپ آتما + بیر ایلمه اوواند + بیر ایپ آتما + ایکی ایلمه اوواند

بئش : یئتدی ایلمه اله گلیب هامیسینی اوواند توخویاجاییق

وسط ده کی ایلمه اؤزون گؤرسه ده جاق. نه یئکه لیقدا اولماسی اؤزوموزه باغلی. من هر طرفده 27 ایلمه یه جاق یئتیرمیشم . یعنی جمع ده 55 دانا ایلمم اولوب.              

سونرا هرباشلایاندا اوچ دنه نی بیر ائلیه ریک. اما اورتانی همیشه کی کیمی آرتیراجاییق. ها بئله توخویوب اسگیلتمه ک ایله نقشه میز قورتولاجاق. 

اورتاداکی گولو ده آخیردا توخویوب آستانا آلتینی تیکندن سونرا اورتاسینا تیکمیشم.

یادیزدا اولسون کی بو نقشه نی گئت – قئییت توخویاجاییق . یعنی هر دؤنه اوواند.

 

 

نویسنده: شهربانو - یکشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٠
نئجه توخویاق
بو پاپشیلاری توخوماق اوچون ایکی رنگده کاموا لازیمیمیزدی. من آق ایله چهره ای سئچدیم.
اول ده نمره اوچ ، جوت میل ایله اوتوز دانا ایلمه سالاروخ. بو اوتوزدانا ایلمه نی اون سانتا قدیر گئت – قئیید توخویاروخ. سونرا اوتوز دانا ایلمه نین اون بئشینی که سه روخ. قالان اون بئش ایلمه نی دؤرد سیره آق رنگ کامواینان اوواند توخویاریق . دؤرد سیره دن سونرا کاموامیزی ده ییشیب چهره ای کامواینان گئنه ده اوواند توخویاروق اما بو دؤنه اوواندیمیزی ده ییشه ریک کی نقشه میز قووس دوشسون. آخیردا بو اون بئش دانامیز یول – یول دوشه جاق. یادیمیزدا اولسون کی همیشه اول ده آق کامواینان توخویاق. توخوماغیمیزی او واخ قورتاراجاییق کی آق اوواندلاریمیز دوققوز دانا اولسون. اوست – اوسته اون یئتدی دانا یول – یولوموز اولاجاق .سونرا بو اون بئش ایلمه میزی که سه جاغوخ.
چهره ای رنگ ده توخودوغوموز ایله یول – یول توخودوغوموزو عکیس ده گؤردویوموز کیمی قاتلییاچاییق.
ایندی آشاغی کی چهره ای رنگی تیکه جاغیق. اما یول – یولو بیر آز بوزه جاغیق. سونرا یوخاری اوز ده ده کی یول یول وار بوزه – بوزه تیکه جاغوخ. آخیرده ده بیر خیردا گول یا گؤزل دویمه ایله بوزدوغوموز یئری تیکه جاغیق کی همی ایشیمیز گؤزل گؤرسه نسین همی ده تیکیش یئریمیز کی پاپیشین یوخاری سی دیر گؤرسه نمه سین
×
سایت الیزا را حدود یک سال پیش پیدا کردم. او زنی است که با علاقه و اشتیاق فراوان می بافد و کارهای هنری اش را با گشاده دستی در اختیار همگان قرار می دهد. برای آموزش بافتنی و قلاب بافی الیزا کافی است که روی مدل کلیک کنید و ویدیوی آموزشی را ببینید. من همان روزهای اول دفتری برداشتم و تقریبا تمامی ستاره های قلاب بافی و حدود نود درصد بافت دو میلش را بافته و طریقه بافت را نیز نوشته و نمونه را در صفحه مقابل چسبانیده ام و حالا سه دفتر قلاب بافی و بافت دو میل دارم. با استفاده از مدل ستاره ها می توان روبالشی و روتختی و انواع مختلف لباس و شال بافت و در پایان کار از تماشای کاردستی زیبا لذت برد. شب اولی که اورزولا مهمانم بود و داشتیم فیلم سینمائی تماشا می کردیم ، با دیدن میل و کاموا در دستم خنده ای کرد و گفت :« پیرزن شده ای ! این کارها مخصوص پیرزنهاست. حالا از مد افتاده و الا اخر . اما وقتی در پایان فیلم پاپوشهای آماده را دید اصرار کرد که به او هدیه اش کنم. من هم با کمال میل کار را دوختم و برایش دگمه گذاشتم و به او هدیه کردم. اما هفته بعد که به خانه اش رفتم ، کاموا و میل خریده و منتظرم بود تا بافت پاپوش را به او یاد بدهم .
*
روش بافت پاپوش تقدیم به دوستان عزیزی که علاقه به بافتنش دارند. من با میل شما سه بافتم. برای بافت این پاپوشها کاموای دو رنگ لازم داریم. من از رنگ صورتی و سفید استفاده کرده ام.
اول با رنگ صورتی سی دانه سر می اندازیم و به اندازه ده سانتی متر می بافیم. مدل بافت ما باید همه از زیر باشد. ما به این مدل ( گئت – قئیید ) می گوییم. بعد از این که ده سانتی متر بافتیم ، پانزده دانه را کور می کنیم.
بعد کاموای سفیدمان را برداشته و چهار رج راست ( اوواند ) می بافیم. بعد زا چهار رج کاموایمان را عوض کرده و چهار رج صورتی می بافیم. مدل این چهار رج هم راست ( اوواند ) است اما بر عکس رنگ سفید. باید نه بار رنگ سفید را ببافیم. حالا مدل صورتی و سفید ما به شکل مستطیل درآمده است. حالا پانزده دانه را کورمی کنیم.
بعد مربعی را که به رنگ صورتی بافته ایم و همچنین مستطیل دو رنگمان را مطابق شکل تا می کنیم و می دوزیم.

 




نویسنده: شهربانو - جمعه ٢٠ خرداد ۱۳٩٠

جوراب ها و پاپوش های کوچولو موچولو برای کوچولو موچولوها (دینقیلی مینقیلی لار )



این جوراب ها و پاپوش ها حاصل شبهایی است که تلویزیون تماشا می کنی و نمی خواهی دست خالی باشی


بافتن هر جفت حدود دو ساعت یعنی ،  مدت زمانی که یک فیلم سینمائی طول می کشد بافت شان هم بسیار ساده مثل آب خوردن است

شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :