زن متولد ماکو
حکایتهای شهربانو در پرشین بلاک
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: شهربانو - چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸۸

زینب پاشا، پیشتاز بیداری زنان مشروطه خواه در تبریز

در محله عمو زین الدین در خانه یک روستائی به نام شیخ سلیم ، دختری به دنیا آمد که اسمش را زینب گذاشتند. خانواده شیخ سلیم مانند بقیه روستائیان به سختی زندگی می گذرانید. حدود یکصد و ده سال پیش زینب و همراهانش پیشتاز مبارزات زنان ایرانی بر علیه ظلم و تبعیض شدند. آنگاه زینب رهبر این زنان مبارز و شجاع لقب « پاشا» و « ده باشی » و « بی بی » و « باجی » را به خود اختصاص داد.
می گویند اولین گام او برای مبارزه با ستم ، اعتراض به « امتیاز رژی » بود. زمانی که ناصرالدین شاه امتیاز خرید و فروش توتون و تنباکو را به یک شرکت انگلیسی واگذار کرد ، مردم تبریز عکس العمل نشان دادند و بازار تبریز به نشانه اعتراض تعطیل شد. طبق معمول هردولت مستبدی ، ماموران دولتی دست به کار شدند و با تهدید و وعده بازاریان را مجبور کردند که بازار را باز کنند. چند ساعتی از باز شدن بازار نگذشته بود که زینب پاشا همراه با زنان مسلح خود وارد بازار شد. زنانی مسلح که چادرهایشان را به کمر بسته بودند. آدمی دلش می خواهد قیافه ماموران را هنگام بسته شدن دوباره بازار ببیند.
حکم ائیله دی زینب پاشا
جمله اناث و فراشا
سیز بازاری باسون داشا
دگنگی یاغلیوم گلیم
پاتاوامی باغلیوم گیلم
مخالفت شدید مردم با امتیاز توتون تنباکو ناصرالدین شاه را مجبور به لغو امتیاز رژی کرد.
می گویند قائم مقام والی تبریز و اطرافیانش یکی از محتکران معروف تبریز بود. انبار غله او بوسیله زینب پاشا شناسائی و به روی مردم گرسنه و قحطی زده گشوده شد.
نظام العلما نیز یکی از محتکران و مقتدران تبریز بود. او انبار غله ای داشت و جنس را از روستائیان به قیمت بسیار ارزانی می خرید و به موقع اش گران می فروخت. انبار او نیز توسط زینب پاشا گشوده و بین گرسنگان تقسیم شد.
زینب پاشا مانند تمام عیاران مرد به قهوه خانه ها می رفت و قلیان می کشید. می گویند او زنان را تشویق می کرد که علیه نابرابری های اجتماعی و ستم چند لایه ای که بر زنان وارد می شد ، به مبارزه برخیزند.
زینب در اواخر عمر خود به زیارت کربلا رفت و پس از آن از سرگذشت او اطلاعی در دست نیست.
اگر شما مردان جرات ندارید جزای ستم پیشگان را کف دستشان بگذارید ، اگر می ترسید که دست دزدان و غارتگران را از مال و ناموس و وطن خود کوتاه کنیدچادر ما زنان را سرتان کنید و در کنج خانه بنشینید و دم از مردی و مردانگی نزنید. ما جای شما با ستمکاران می جنگیم .
هفت یارهمراه زینب پاشا :
فاطمانسا ، سلطان بگیم ، ماه شرف ، جانی بگیم ، خیرالنسا ، ماه بیگم ،شاه بیگیم

اقتباس از اینجا

خاتون شهر آشوب زده

زینب پاشا چهره ای شجاع و عدالتخواه

در بالاترین

نویسنده: شهربانو - پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۸٥

در جای جای مشروطه رد پای زنی مشهور به زینب پاشا دیده می شود که سردسته زنان شرکت کننده در نهضت تحریم توتون و تنباکو بوده و در گشودن انبارهای محتکران تبریز در زمان قحطی نان پیشگام بوده است .

در میان این مبارزان ، زنی هم نام شیرزن کربلا با الهام از حسین بن علی وقتی قحطی و ظلم و استبداد شهر را فرا می گیرد بی محابا و شجاعانه به گروه خود دستور مبارزه و مقاومت می دهد . او نه تنها سنتهای فئودال را می شکند بلکه به بسیاری از زنان و مردان ثابت می کند که حق طلبی و حضور زن در اجتماع هیچ منافاتی با حجاب و دین ندارد چرا که آن زمان زینب پاشا گوشه های چادرش را به کمر بسته و چارقدش را بر چهره می کشد و مسلح به پا می خیزد .

زینب پاشا این زن غیور آذربایجانی برخلاف دیگر زنان که عرف و سنت غلط باعث خانه نشین شدنشان بود ، در حدود سال ۱۲۷۰ مهر سکوت را از لب برمی دارد ، زنجیر سنن و قوانین فئودالی را پاره می کند و برای نخستین بار با چهل نفر از زنان قهرمان از تبریز علیه ظلم و استبداد به جنگ مسلحانه دست می زند . در دورانی که زن دست و پا بسته و مقید به سنت بود و به عنوان ضعیفه و ناقص العقل جز انجام امور خانگی کاری نداشت ، تاریخ شاهد بسیار زنانی بود که پا به پا و حتی گاهی جلوتر از مردان می کوشیدند . آن زمان که تاریخ در کشورها مذکر بود و جز اندرونی جائی برای زن نبود گروهی اناث ، مردان را چون کوه پشتیبانی کرده و در اجرای احکام اسلام و عملی کردن قتوای مجتهدان آنان را حمایت و یاری می کردند .

زینب پاشا وقتی در شرایط حاکم بر جامعه آذربایجان ، قحطی و گرسنگی و احتکار محتکران را می بیند به زنان محل که از کودکی به وی احترام قائل بودند و اعتقاد به عزمش داشتند چنین بانگ برمی آورد که اگر می خواهید بچه هایتان گرسنه نباشند از خانه هایتان بیرون بیایید چوب به دست بگیرید و بازارها را ببندید که بزرگترین درد ما احتکار است و چوبها را بر سر محتکران بشکنید . حامی ما اتحاد ما و روستائیان هستند .

زینب پاشا که به بی بی شاه زینب ، زینب باجی ، ده باشی زینب معروف بوده و در آن سالها در هنگام قحطی نان که غلات را احتکار می کردند و با قیمت گران به مردم می فروختند ، در کار کشف انبارهای غلات مالکان و گشودن آنها و تقسیم گندم و جوی احتکار شده بین خانواده های تنگ دست فعال بوده است .وی در اواخر عمر خود به سفر عتبات عالیات می رود . او تشنه آزادگی و زنی معتقد که تنها کلامش این بود (بنگر چه زیبا سخنی است از حسین بن علی : در این دنیا اگر هم دین ندارید لااقل آزاده باشید . ) کمتر در تاریخ از وی سخن به میان آمده است .

این سخن پایان کلام دکتر شکوهی از دنیای قلب بزرگ و عزم راسخ بزرگ زنی بود که کمتر در تاریخ از وی سخن به میان آمده است .

منبع : سایت شبستان shabestan.ir

شهربانو
من معلم بازنشسته غربت نشینم و این کلبه اینترنتی خانه سیاه مشق های من است.
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :