رقئییب

امروز پنج شنبه ، اولین پنج شنبه از ماه رجب است . ما به این روز رقئییب می گوئیم . در این روز حلوا می پزیم ، شکر پنیر و خرما داخل دیس می چینیم و به قبرستانهائی که عزیزانمان آنجا به خواب ابدی رفته اند می رویم . در فراقشان اشک حسرت می ریزیم و برایشان قرآن و دعا می خوانیم . سنگ قبرشان را آب و جارو می کنیم . سپس با همراهان به خانه عزیزی که هنوز یک سال از رفتنش نگذشته برمی گردیم و برایش در خانه عزاداری می کنیم .

مادرم گفت : امروز وادی رحمت خیلی شلوغ است . مراسم عزاداری را در خانه برگزار می کنیم و برای دیدار برادرت فردا اول صبح به وادی رحمت می رویم . برای برادری که هنوز سه ماه از رفتنش نگذشته ، داغ مرگش تازه و جگرسوزاست . آنها دارند برایش عزاداری می کنند و فاتحه و یاسین می خوانند ، در حالی که من نمی توانم مرگش را باور کنم . فیلمهای ویدئویش را که نگاه می کنم ، می بینم نه تنها بیمار نیست بلکه قاه قاه می خندد و شوخی می کند . غم خودم را از یاد برده ام و برای پدر و مادر رنجورم آرزو صبر می کنم و نگرانشان هستم .

قرار بود به توصیه دوستم در مورد مراسم رقئییب بیشتر و طولانی تر بنویسم . قرار بود برای برادرم و شقایق معصومش و همسر سیاه پوش اش شعری بنویسم . اما متاسفم که نمی توانم . شاید روزی دیگر .

 

تقدیم به آنان که در سوگ عزیزانشان گریانند.

..

گول اوسته بولبول قونار / بلبل روی گل می نشیند

بولبول سوز گوللر سولار / بدون بلبل گلها پژمرده می شوند

قارداش آدی گلنده / اسم برادر که می آید

اوره گیم قانا دولار/ دلم پر خون می شود

..

سنگریم قالام قارداش / سنگر و قلعه ام برادر

قویما تک قالام قارداش / تنهایم نگذار برادر

قییما بو غربت ائلده / دلت نیاد در این غربت

بئله آغلار قالام قارداش / انگونه گریان شوم برادر

..

گؤزوم سن سیز قان آغلار / چشمانم بی تو خون می گریند

قارداش وای ، آی قارداش وای / ای وای برادر ، ای وای

کاشکا جانیم چیخئیدی / کاش خودم می مردم

دئمییئدیم قارداش وای / نمی گفتم وای برادر

          وای برادرم وای

 

/ 1 نظر / 4 بازدید
ماوی

سلام شهربانو جان اتفاقا منم واسه رقیب تو وطنم بودمو میخواستم سر خاک اونایی که خیلی دوسشون داشتم برم...که یه اتفاقی افتادو نشد که برم خدا هم برادرتو بیامرزه[گل] الله رحمت السین