آتاسؤزلری ، حکایه لر = ضرب المثل ها و حکایتها

1 - کره کره ، دایی یادا کره؟
2 - شاه عباس نان تنبل لر
3 - شاه عباسین ایتن اوشاغی
4 - هله دوزا گئدیر
5 - بؤیوک تؤکه نی ، اوشاق ییغار
6 - بؤیوک اولماق اساتدیر ، آدام اولماق چتین دیر
7 - آرواد سنه چوخ بورجوم وار
8 - قازانا سویوق ده ییبدی
9 - ائله یئمه یین بئله خیریلداماغی وار
10 - ادالاری یادیما دوشدو
11 - اسنه ک اسنه یی گتیره ر ، حئیف سنه طؤوله ده کی
12 - تایلی تایین تاپماسا ، یاماندی حالی گونو
13 - آنا شیرین جان گل ، شیرین جان گئت
14 - سن ایندی دن توته ییوی چال
حکایت این ضرب المثل ها به ترکی آذربایجانی و فارسی در اینجا :
http://gayagizi1.blogspot.de
*
 
/ 7 نظر / 4 بازدید
اورین

با سلام و ارزوي سلامتي جالب بودن بعضي هاشونو اصلا نشنيده بودم اما كاش حكايتهاشونم اگه ميدونستين با همون قلم شيواتون مينوشتين. به هر جهت بسيار عالي بودن. با تشكر - اورين[گل]

روشنایی صبح

سلام شهربانو جان. پس معنی اینها چی شد؟ یه ضرب المثل ترکی هست که می گه با گوشت ارزون نمی شه آبگوشت پخت. این رو من نتونستم بفهمم هست یا نه. یکی دیگه هم می گه تا یه اندازه که قسمتت هست می تونی بخوری بیشتر نمی تونی. اینم نتونستم بفمم تو اینها هست یا نه.

روشنایی صبح

سلام. اون سایت فیلتره متاسفانه.اگر وقت کردید و اینجا گذاشتید ممنون می شم.[گل]

اورین

سلام وعرض خسته نباشید وآرزوی سلامتی وبلاگ مورد نظر باز نمیشه ظاهرا اجازه باز شدنش نیست لطفا تو همین وبلاگ معنی و حکایت هاشونو بزارین ممنون میشم خواهر گرامی. با تشکر - برادر کوچکت اورین[گل]

علی

قویون اولمایان یئرده گئچی یه عبد الکریم آقا دیئه للر شاید قو یون پر منفعتتر از گئچی است بخاطر شیر و پشم مرغوب و شاید عاقل تر از آن من هم اینطوری شنیدم ضمنا به وب چایپاره نوشته اینجانب و داستانها یش نظری بدهید

علی

قویون گوزی ایاقی باسماز یعنی هیچوقت ضرری از گوسفند مادر به بچه اش نمی رسد اینها هم در مورد بز و گوسفند و مصطلح در میان مردم

علی

گئچی گلدی سو بولاندیر دی زیبا ترین و طنز ترین ضرب المثل ترکی و داستان آن به شرذیل است گرگ چشمش به بزبود که بهانه ای برای خوردنش پیدا کند ظاهرا چون همسایه هم بودند و یا می خواست پیش عوام مچش باز نشود . لذا موفق به شکار بز نمی شده است . تا اینکه روزی بهانه ای جور می کند و وقتی می بیند بز از چشمه آب می خورد . خودش را به لب آب رسانده و بالاتر و نزدیکتر از بز به سرچشمه پوزه اش را به آب نزدیک می کند که مثلا تشنه است و آب می خورد و بعد سرش رابلند کرده و رو به بز گرفته که آی آقا مگر نمی بینی دارم آب می خورم چرا آب را گل آلود می کنی ؟ بز برای اینکه بهانه ای بدست او ندهد با ملایمت جواب می دهد : قربان شما که به سرچشمه نزدیکتر هستید و آب از طرف شما به طرف من می آید اگر هم گل آلود شود شما آنرا گلی می کنید و من که در پایین دست ایستاده ام از آب گلی می خورم . و گرگ می گوید من این حرفها سرم نمی شود . یک بار گفتم و تمام شد که آب را گلی نکن . و القصه بطرف بز خیز بر داشته و با این بهانه او را می خورد این ضرب المثل در روستاهای ما بسیار کار برد دارد . با تشکر علی سلطا ن بیگی از وب چایپارا http://chaipara.blogfa.com