ببار ای برف

 اینجا همچنان برف می بارد

/ 12 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
morteza

برف می بارید و ما آرام، گاه تنها، گاه با هم، راه می رفتیم. چه شكایت های غمگینی كه می كردیم، یا حكایت های شیرینی كه می گفتیم

اورین

با سلام عکسهای زیبایی است قابل توجه اونهایی که عوامل طبیعی را جوری که خودشون دوست دارن تعبیر و تفسیر می کنن

ربایه

صبح که از خواب پاشدی برو و برفو کنار بزن و یه مشت به یاد من بخور خوردی نوش جونت شیره هم ریختی روش یا نه؟ راستی عجیبه این مملکت ظلم و جور و این همه برف!!!!!!!!!!!!!!!!! (حتمی به افتخار ما که با حجابیم تو ایران و هنوز از این برفا ندیدیم یه سر بزن وبلاگ شاعر طنزپرداز عالی پیام و شعرشو در مورد همین برف و همین ظلم که گفتم گوش بده و حاشو ببر ) خوش بگذره

سحر

خوش بحالتان این روزها وقتی نوحه ی ترکی گوش میدم و نا خودآگاه اشکم سرازیر میشه یاد شما میافتم همشهری خلاصه که تو دعاهای ما رتبه ی 1 رو داری البته اگر قبول افتد[قلب] التماس دعا

سحر

راستی همشهری آپ هستم[گل]

bimarefat

آمديم تا قلم هاي مجازي خويش را در هم كوبيم و بنويسيم... حرف هاي ناگفته در دلها را!

ستاره

خوش به حالتون.منم برف می خواااااااااااااااااااااااااااام:((:(:((:(

کامران

سلام شهربانو، سلامی گرم به گرمی دلت، به گرمی نوشته هایت. سلامی گرم از غربت، اما بسیار غریب تر از غربت تو. از دیدن وبلاگت بسی خوشحال شدم که نام شهر زیبایمان را بر تن دارد. برایت آرزوی شادمانی دارم. کامران برلین-آلمان

کامران

سلامی دوباره بر شهربانوی عزیز، در دنیای اینترنت سراغت را گرفتم و گویا شما هم در غربت مشترکی به سر میبریم. امید دارم بزرگ شهربانوی شهرم را بزودی ملاقات کنم. کامران برلین