شویودو

آن قدیمها که بچه مدرسه ای بودیم ، بهار که می رسید ، اورقیه آنایمان قوطی مخصوص تخم گل هایش را از یخدانش بیرون می آورد و تخم گل ها را با سلیقه و حوصله دورتادور باغچه حیاطمان با نظم و ترتیب می کاشت. تخم سیاه تپلی و کوزه مانند لاله عباسی و تخم سوزنی شکل نیم سانتی شویودو برای اورقیه آنایمان معرفتی از معرفتهای بی کران پروردگار بود. دیری نمی گذشت و جوانه ها به گل می نشستند و دور به من و دوست جان می رسید. گل های لاله عباسی را می چیدیم و لب ها و گونه هایمان را با آنها بزک می کردیم. چادرهای گلی گلی مان را هم به تقلید از فیلم های هندی ، دور کمر و سر می پیچیدیم . این گل را هم که ما به آنها « شویودو » می گفتیم چیده و گلبرگهایش را آهسته روی ناخن هایمان قرار می دادیم و صبر می کردیم که یک کمی خودشان را بگیرند. آن گاه برای خودمان خانمهای شیک و خوشگل می شدیم و خاله بازی هایمان جان می گرفت. البته دستهایمان بسیار آهسته تکان می دادیم تا گلبرگها نریزد. چند دقیقه ای خانم خوشگل شدن هم برای خودش عالمی داشت. یادش به خیر.

اکنون دیگر عطیه خانم ما شویودو را دوست ندارد و می گوید گل قدیمی است و مخصوص گورستان است. اما در گورستانها  گل های مختلف کاشته می شود و هیچکدام را نمی توان  مخصوص گورستان دانست. بخصوص شویودوی ما را که برگ برگش خاطره ای است از دوست جان و خاله بازی و دستهای گرم مادربزرگ. اما غافل از چشم عطیه خانم که این گل ها در گوشه ای از باغچه به حال و هوای خودشان روئیده اند و منتظرم تخمهای سوزنی شکل نیم سانتی شان آماده شود و برای بهار آینده نگاهشان بدارم.

*

/ 8 نظر / 13 بازدید
احمد

دست شمادرد نکند من از خواندن خاطرات شما لذت می برم/. موفق باشی ساغ اولاسئر

احمد

اللرین آغرماسئن خانیم شهربانو!!!!!!!!!!!

احمد

بیزیم اورگیمیز سیزینندیر!

بولوت

ما گلبرگای رز رو میذاشتیم رو ناخنا و دورش رو میکندیدم که شبیه لاک بشه!

مهدی همت زاده (ائلدار)

فانوسه نه حاجت او زمان کی گونوز اولسا انسان اوزی بیر کعبه دی اعمالی دوز اولسا هر قلب ده آیینه کیمی ،اولماسا لکه گر یاخشی گزیب آختاراسان اوردادی مکه قربان بایرامیز مبارک اولسون .

پارسا

سلام. شما معلم بودين قبلا. خودتون هم تنبيه ميكردين دانش آموزان رو؟ لطفا جوابش زرو بهم ايميل بزنيد

احمد

باسلام و عرض خسته نباشید جذاب و دلنشین بود عید غدیر مبارکباد کامروا باشید فلکــــــــین چرخی سینا ظالیمه میــــــدان یارادیب دئییـــــرم ظولمون الینــــدن، عدالت وار؟! گورونمور قادا قوربانیــــــــدی مظلوم، هارا باخسان گوزویاش تؤکــــــــورگوزیاشلارینی عهدیده ایلقـــار گورونمور ترجمۀ فارسی شعر: ((سوزدل مسکین)) ای کاش چرخ فلک شکسته می شد چون برای ظالم، میدان فراهم کرده است از دست ظلم می گویم، عدالت هست؟! دیده نمی شود مظلوم، قربانی رفع بلاست، به هرکجا نگاه کنی چشمش گریان و اشگ آلود است اشک چشمهایش را می ریزد ولی عهدی که بسته اند پیمان دیده نمی شود [گل]

احمد

باسلام و عرض خسته نباشید جذاب و دلنشین بود عید غدیر مبارکباد کامروا باشید فلکــــــــین چرخی سینا ظالیمه میــــــدان یارادیب دئییـــــرم ظولمون الینــــدن، عدالت وار؟! گورونمور قادا قوربانیــــــــدی مظلوم، هارا باخسان گوزویاش تؤکــــــــورگوزیاشلارینی عهدیده ایلقـــار گورونمور ترجمۀ فارسی شعر: ((سوزدل مسکین)) ای کاش چرخ فلک شکسته می شد چون برای ظالم، میدان فراهم کرده است از دست ظلم می گویم، عدالت هست؟! دیده نمی شود مظلوم، قربانی رفع بلاست، به هرکجا نگاه کنی چشمش گریان و اشگ آلود است اشک چشمهایش را می ریزد ولی عهدی که بسته اند پیمان دیده نمی شود [گل]