شیر هم شیر بود

شیر هم شیر بود گرچه به زنجیر بود 
مظلوم و آرام نشسته ای و ملتمسانه می نگری. 
گویی با زبان حال می گویی :« دلم برای خانه ام تنگ شده ،  مرا به خانه ام ببرید.» اما کسی صدایت را نمی شنود و یا می شنود و خود را به ناشنوایی می زند. آخر قاتق نانش هستی.  
هر ازگاهی نعره ای می کشی ، نعره ای بی اثر ، کسی از صدایت نمی ترسد. بقیه حیوانها با شنیدن صدایت دست و پایشان را گم نمی کنند. ناسلامتی سلطان جنگلی ! طفلکی !

/ 1 نظر / 12 بازدید
jOooOni

@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};- @};-سلام!! @};-خوبي؟؟؟ @};-وبلاگت جالب و حرفه ايه!!!!! @};-ميخوام بهت يه سايت باحالي رو معرفي کنم!!!!! @};-واقعا ارزش وقت گذاشتن داره! @};-يه سايت تفريحي با فضاي دوستانه @};-جايي که ميشه توش کلي دوست پيدا کرد و از مطالب مختلفش استفاده کرد!!! @};-سايتش خيلي جالبه!مثل يه وبلاگ گروهي خيلي بزرگ ميمونه!! @};-ميتوني يه مطلب بزاري،بعد بقيه دربارش نظربدن يا ادامش بدن يا جوابش رو بدن!(اگه سوال بود)! @};-توش از مطالب علمي و درسي گرفته تا تفريحي و بازي! همه چي هست!!!! @};-يه عالمه امکانات داره و ميتوني همه کار کني!! @};-خدافظي نميکنم چون منتظرتم!!!! @};- ♥ caspiangap.ir ♥ @};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};- ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌