زنان آذربایجان

نگار همسر و همرزم کوراوغلو : نگار دختر سلطان عثمانی است که قصر پر زرق و برق پدر، زندگی اشرافی آمیخته به تزویر و دورویی قلب حساس او را به تنگ آورده و از سوی دیگر آوازه ی کوراوغلو و جامعه ی آرمانی چنل بئل، شوق رسیدن بدان سرزمین را در دل او بیدار کرده است. او از تملق، چاپلوسی، زر وزور، فساد و قساوتی که در دربار می گذرد به جان آمده است و آرزو دارد در سرزمینی آباد و آزاد در کنار مردی آزاده و دلاور زندگی کند. پس نامه ای به کوراوغلو می نویسد و از او می خواهد که اگر جوانمردی است که آوازه اش همه جا را پر کرده است و دلاوری است که بیمی از سلطان ندارد بیاید و او را همراه خود ببرد و کوراوغلو نیز با لباس اوزانها (آشیقها) بدانجا می آید و بعد از رزمی جانانه، نگار را بر ترک اسب خود می نشاند و به چنلی بئل   می آورد . نگار، همسر کوراوغلو می گردد و جنگجویی دلاور؛ که کوراوغلو را از اشتباهات فراوانی مبرا می سازد و برای دلاوران آن سرزمین، مادری مهربان و راهنمایی آگاه می شود . او در تمامی جنگها، شمشیر به دست می گیرد و علیه دشمنان وطنش می‌جنگد.
*
هاجر همسر و همرزم قاچاق نبی : هاجر همسر نبی از جقوق مردم دفاع می کرد و چندین بار دستگیر و زندانی شد که قاچاق نبی همراه سوارانش او و زندانی های دیگر را نجات داد. هاجر سوار بر اسب ، تفنگ به دست می گرفت و همراه همسر به دفاع از مردم می پرداخت.
*
کلدانیه همسر و همرزم بابک خرم دین 
*
نوشابه حکمران عادل شهر زنان آمازون آذربایجان 
*
زینب پاشا رهبر زنان تبریز در دوره  مشروطه – اینجا نوشته ام
*
خورشید بانو ناتوان : در سال 1830 میلادی در شهر شوشا به دنیا آمد .دختر مهدی قلی خان حاکم خانات قره باغ و بهترین غزل سرای آذربایجانی در قرن نوزدهم است. او به زبان ترکی آذربایجانی و فارسی شعر می سرود. خورشید بانو رهبر انجمن ادبی مجلس انس بود. وی در سال 1897 درگذشت.
*
حیران خانم  : در زمان فتحعلی شاه و نایب السلطنه اش عباس میرزا می زیسته است. او در تبریز متولد شده و همراه خانواده به شهر نخجوان کوچ کرد. در جنگ ایران و روس نامزدش به جبهه رفت و دیگر باز نگشت.او به نلمزدش وفادار ماند و تا آخر عمر ازدواج نکرد. حیران خانم از طایفه بزرگ دنبلی های آذربایجان است.او مدت ها در نخجوان و ارومیه و خوی زندگی کرد.
*
حکیمه بلوری : در سال 1926 در ولایت خمسه شهر زنجان به دنیا آمد و در سال 2000 در باکو درگذشت. شاعری توانا بود و شعر معروف تبریز یکی از شاهکارهای ادبی اوست  که جاوید تبریزی خوانده است.  
تبریز
قوللاریم دولانا بوینونا بیر گون
گئنه باش قویارام دیزینه تبریز
حسرتدن هیجراندان جانا دویموشام
دویونجان باخارام اوزونه تبریز
*
بولانیق سولارین آخسین دورولسون
تزه گول لرینه بوسات قورولسون
سهند جمالینا بیرده وورولسون
بیر غبار قونماسین اوزونه تبریز
*
گولوستان باغینین سئیرینه گه لیم
لاله یاماجیندا بیرده دینجه لیم
اوتن گونلرینه یئتیشمه ز الیم
دوشوم هئچ اولماسا ایزینه تبریز
*
آنا تبسمین آی ایشیغی دیر
قولوم قامتیوین سارماشیغی دیر
شعریم بو دونیانین یاراشیغیدیر
اینجی سی توکه نمه ز خزینه تبریز
*
سن شاعیر عمرومه وقار وئریبسه ن
سولوب سارالمایان گولعذار وئریبسه ن
اعتبار وئریبسه ن ایلقار وئریبسه ن
هر ایگیت اوغلونا قیزینا تبریز
 *
/ 11 نظر / 65 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسران خوب

سلام بسیار خوب very good خوش حال میشم به وبم سری بزنید.... منتظر نظرتون هستم...

اقسانه

سالام.یئنی لنمیشم.بویوروب اوخویا بیلرسینیز

محسن

شهربانو نه بگو شیر بانو آصلانئن ارکک دیشیسی اولماز او یک شیر کوهی است!

رحیم

زنان آذر بایجان از مردانشان غیورترند.

علی باقری

منیم حورمتلی دلداش و قلمداش باجیم زنجان اولکسیندن سنه قوناق اولدوم وبلاگیزده سیر ایدیب مکتوب لاریزدان فایدالاندیم . ایلر بویو یاشیاسیز .

علی باقری

منیم حورمتلی دلداش و قلمداش باجیم زنجان اولکسیندن سنه قوناق اولدوم وبلاگیزده سیر ایدیب مکتوب لاریزدان فایدالاندیم . ایلر بویو یاشیاسیز .

رحیم

بنطر من خانم شهر بانو یک شیر زن تاریخ ساز است

رحیم

او زند گی در غربت را بعد از یک عمر کار وتلاش و رسیدن به سن بازنشتگی به آسایش ظاهری ترجیح داده ودست در دست خلق خویش در راه اعتلای فر هنگی خلق خویش می کوشد

دالغالی آراز

سلاملار چوخ گؤزل ،چوخدا ماراخلی بلاقینیز واردیر دوغوردان دا لذت آلدیم سئوه سئوه سیزی باغلانتیما اولدوز سایاراق آرتیردیم منه ده باش ووروب باخیشیزی بیلیندیریز و باغلانتی و لینک ائتسه ز داها آرتیق سئوینه رم قلمیز یازار اولسون یولوزو گؤزله ئیرم [گل]

اصغر

سلام گلم با اجازه لینکتون کردم[گل] [گل]